.

درودی دوباره...

درود بر همه ی دوستداران و خوانندگان و بازدیدکنندگان benighted

در ابتدا از تمامی همفکران و به خصوص اشکان و جناب کاملا مجهول الهویه ی MRM تشکر ویژه ای دارم که با وجود تمامی مشکلات روزمره و روزافزون در مقام پاسخ به این جماعت چماق به دست برآمدند و با منطق شفاف خویش حقانیت خود و تفکر خود را بر همگان آشکار ساختند چه اگر کسی تمامی نظرات پست قبل را با اندکی انصاف و به دور از تعصبات جناحی مطالعه نماید به این نتیجه خواهد رسید...

من یک معذرت خواهی نیز به شما عزیزان بدهکارم که در مقابل هجمه ی این گرگ صفتان هم وطن کش حداقل در فضای مجازی تنهایتان گذاشتم و از این بابت واقعا احساس شرمندگی می کنم و از شما می خواهم آن را به پای مشکلات پیش آمده بگذارید...

اما هدف دیگر من در درج این متن در این بخش،جدای از مسائل فوق،تعویض و تحویل فضای بوجود آمده توسط جناح مخالف و همفکرانشان،که به شدت اختناق آور و غبارآلود گشته بود، به فضایی آرام و بازگرداندن آرامش به فضای وبلاگ بود تا بلکه در این فضا مباحث مطروحه منطقی تر بیان گردد....

باشد که همگی عادلانه سخن گوئیم و به هم نوعان و هم کیشان و هم وطنان خود با هر طرز تفکری احترام بگذاریم و بدانیم که در جامعه فردی مسلمان تر از دیگری نیست و خود را عین اسلام ندانیم تا بر اساس آن مخالفانمان را خارج از اسلام و کافر بنامیم...




اندکی صبر سحر نزدیک است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۸ساعت ۱۵:۱۴ بعد از ظهر  توسط پارسا 

همه ی پول های من!

با آغاز اطلاع رسانی در مورد وضعیت خوشه بندی خانوارها، مردم ایران روزهای جالبی را سپری می کنند!

در خوشه بندی اعلام شده حدود 21 میلیون نفر در خوشه ی یک،17 میلیون نفر در خوشه ی دو و سرانجام 14میلیون نفر در خوشه ی سوم قرار دارند که از این بین طبق اعلام دولت، یارانه های نقدی فقط به خانوارهای قرار گرفته در دو خوشه ی اول تعلق می گیرد،و به خانوارهای قرار گرفته در خوشه ی سوم یارانه ای تعلق نمی گیرد تا زمانی که دولت در این مورد بررسی های لازم را انجام دهد...

جالب اینجاست که میانگین درآمد خانواده، ملاک خوشه بندی خانوارها قرار گرفته و طبق بررسی های صورت گرفته اگر میزان درآمد هر فرد در خانوار بالای 131هزار تومان باشد به آن خانوار یارانه ای تعلق نمی گیرد با این حساب اگر کارگری با حقوق حداقلی 265هزار تومان خانواده ای دو نفره داشته باشد به وی یارانه ای تعلق نمی گیرد و اینچنین است خانواده ای با 6نفر جمعیت و حقوق مجموعا 788هزار تومان!!!

این خوشه بندی در حالی صورت پذیرفته که با این حساب 40 میلیون ایرانی که مشمول دریافت یارانه می شوند به صورت انفرادی(تقسیم مجموع حقوق خانوار بر تعداد اعضای خانواده) کمتر از 131هزار تومان در ماه درآمد دارند یعنی چیزی حدود کمتر از نیمی از حداقل حقوق دریافتی مصوب کارگران و چیزی در حدود خمس خط فقر،حال در این گیر و دار بیابید سن پرتقال فروش را...

جالب تر آنکه احمدی نژاد امروز در سخنانی میزان اعتراضات به خوشه بندی خانوارها را کمتر از حد تصور اعلام کرد!!!!

این درحالیست که بسیاری از ایرانیان مات و مبهوت مانده اند که چرا با این فشارهای طاقت فرسای زندگی و این درآمد کم، باز هم در خوشه ی سوم جای گرفته اند و چرا این خوشه بندی اینگونه اعمال شده است....

یارانه های دولتی که هر ساله توسط دولت برای اجناس و نیازهای ضروری مردم پرداخت می شود امسال با تصویب لایحه ی هدف مند کردن یارانه ها و تبدیل آن به قانون توسط مجلس شورای اسلامی حذف خواهد گردید و به جای آن مبلغی تحت عنوان یارانه ی نقدی به مردم پرداخت خواهد شد، اما سوال اساسی اینجاست که چرا نباید این یارانه ها به طور مساوی میان همه ی مردم جامعه تقسیم شود؟ رئیس جمهور ادعا میکرد که در حال حاضر 30% مرفه جامعه، حق 70%محرومان و بی بضاعتان را می خورند و به این 30%نباید یارانه ای تخصیص یابد، حال که با این خوشه بندی عجیب و غریب و قرار گرفتن بسیاری از مردم قشر متوسط و رو به پائین جامعه در خوشه ی سوم باز همان آش است و همان کاسه....

مرفهان که به این چندرغاز یارانه ی نقدی نیازی ندارند اما در این بین حق کسانی تضییع می گردد که این رقم ناچیز تسکینی است بر دردهای روزافزونشان و حداقل از فشارهای هرروزه ی زندگیشان اندکی می کاهد هر جند با اجرایی شدن این طرح و افزایش ناگهانی نرخ تورم بازهم از پس امرار معاششان برنخواهند آمد چه با یارانه چه بی یارانه....

اما یک نکته ی جالب تر به خبرگزاری ایسنا بر می گردد که تیتر زده بود:

پولدار بودیم و خبر نداشتیم!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ساعت ۲۳:۲۶ بعد از ظهر  توسط پارسا 

جسارت،سیاست،حقارت!

در سالهای اخیر، احمدی نژاد و اطرافیانش و مبلغان وی بر این نکته تاکید می ورزیدند که دولت نهم فارغ از هرگونه منفعت طلبی و به دور از باند بازی و انتصاب های فامیلی وظایفش را به نحو احسن به اجرا در می آورد و از پاک ترین دول روی کار آمده در جمهوری اسلامی است این در حالی بود که همگان شاهد عزل و نصب های منعدد در بدنه ی دولت،بنگاه های اقتصادی،کارخانجات صنعتی و حتی مدیران ورزشی که به نوعی دولتی به حساب می آمدند بودند...

در این بین حامیان دولت دم از آقازاده ها و باند رفسنجانی و غیره می زدند و مدعی می شدند که در دوران هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی حکومت به نوعی در دستان عده ای خاص که همان آقازاده ها هستند به صورت تسلسل وار در گردش بود و با آمدن دولت مکرمه ی نهم این باند تارومار گشت و نقشه هایش کشف،خنثی و نقش بر آب شد! اما همزمان با این اتفاقات جامعه شاهد ظهور عده ای بودند که هر جایی و در هر پستی دارای نفوذ بودند، پایه های بدنه ی دولت را تشکیل داده بودند و در اغلب مقام های دولتی که کنکاش می کردی به ردپایی از آنها می رسیدی،با گذشت زمان و پس از تعویق 1هفته ای در اجرای حکم رهبری توسط رئیس جمهور ولایت مدار جامعه به یک باره به این مسائل حساس گشت و هر روز اسامی مختلفی از روابط فامیلی حاکم بر دولت منتشر می گردید و کم کم چارچوب و خواص حاکم بر دولت با اعلام اسامی وزرای پیشنهادی مشخص گردید حال جای چند سؤال و چند جواب به شدت خالی است...

چرا دولت کریمه ادعا می کند چیزی را که فاقد آن است؟! چرا با قاطعیت بر منزه بودن خود از هرگونه رابطه بازی سخن می گوید؟ چرا به رابطه بازی دست می زند؟ چرا با این کارها هر روز بیشتر از مردم فاصله می گیرد؟ چرا بر طبل دورویی و ریا می کوبد؟ چرا حقیقت را کتمان می کند و حتی دیگران را محکوم می کند؟

پاسخ تمام این چراها، سؤالات و بسیاری از سوالات دیگر در سه کلمه خلاصه می شود :

جسارت، سیاست، حقارت...


والسلام!

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۲۱ساعت ۲۰:۱۸ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

پس زمینه ای برای قضاوت

پس زمینه ای برای قضاوت


متاسفانه به دلیل کمبود وقت کمتر مجال به روز رسانی وبلاگ پیش می آید . اما انگار برای من اینکه حداقل 1 ماه یک بار اینجا حضور پیدا کنم ناگزیر است . امیدوارم وقت کمی که به این نوشته اختصاص دادم باعث تضعیف آن نشده باشد . 


امروز حدود 7 ماه از انتخابات گذشته و فضای سیاسی کشور هنوز تحت تاثیر آن است . هم اکنون که این نوشته را می خوانید بر روی تابلوها یا تیتر روزنامه ها این نوشته نمایان است : مردم خواهان محاکمه سران فتنه اند . ( البته مسئولیت اینکه این حرف ، حرف مردم است یا نه با خود مدعا) . باتوجه به این شرایط باید دانست سران فتنه چه کسانی هستد ؟ معترضین ؟ آنها که شعار اعدام و لعن موسوی را ترتیب میدهند؟ آنها که عنوان نمایندگی رهبر را یدک می کشند و ملبس به لباس پیامبر دیگران را بزغاله خطاب می کنند؟ آمریکا و یا اسرائیل ...؟
جواب با شما . من اما تنها قصد دارم شرح ماوقع آنچه تا به حال دیده ام را بگویم زیرا جواب به این سوال که چه کسی این به اصطلاح فتنه را سبب شد در پس آن است ...


 benighted - بعد از اعتراضات وسیع بعد از انتخابات در حالی که موسوی به ویژه به دخالت سازمان های شبه نظامی نظیر بسیج در انتخابات تاکید می کرد اقتدار گرایان به جای بررسی منصفانه  این موضوع ( صرف نظر از وجود تقلب یا عدم وجود آن ) کسانی که برای احقاق حق تلاش کردند را بر انداز نامیدند و به دنبال آن هیئتی مامور بازشماری آرا شد که حداد عادل ( حامی علنی شخص برنده انتخابات ) راس آن هیئت بود
به دنبال آن سرنوشت بررسی شکایات انتخاباتی به دست کسی نبود جز " احمد جنتی " ( تریبون نماز جمعه ای دولت ) . البته بنده نه مدعی تقلب در انتخابات هستم و نه نافی آن ، بلکه در اینجا به بررسی منصفانه آن تاکید می کنم چنانکه اگر یررسی تقلب به شکل منصفانه ای انجام می شد امروز شرایط طوری نبود که عده ای مجبور باشند توبه کنند ! و یا به محض پخش تصویری مربوط یا نامربوط از صدا وسیما به
آن واکنش نشان دهند و یا بنشینند ببینند کدام یک از مستکبرین از آنها حمایت کرده تا از آن تبری بجویند و کلا از صبح تا شب تبری بجویند !

به نظرم اما موضوع رسیدگی به شکایات یک بخش از ماجراست اظهارات و اقدامات دولت قبل , حین و بعد از انتخابات سهم زیادی از شوریدن مردم را ازان خود کرده به طوری که به تفصیل به چند مورد از این اقدامات پرداخته ام .
یکی از این اقدامات موضوع کلی دروغگویی در مناظرات است که باید امروز ریشه پرده دری ها را از آن بدانیم . به عنوان مثال ادعای عذر خواهی بلر از احمدی نژاد  در رابطه با دستگیری ملوانان انگلیسی که اعتراض همه را بر انگیخت . به علت اینکه قصد دارم صحبت ها مستدل باشد متنی را از سایت قلم اینجا قرار میدهم که مبین مطلب فوق است . ( پاراگراف های رنگی نقل قول است )


 به گزارش قلم نیوز ،  در متن خبری که فارس و خبرگزاری رسمی دولت احمدی نژاد منتشر کرده اند آمده است: "سفارت بریتانیا  بدینوسیله به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اطمینان می دهد که توجه کاملی به عدم تکرار چنین وقایعی دارد."

همان طور که در پاراگراف پایانی  متن نامه سفارت انگلیس  ملاحظه می کنید عبارت " عدم تکرار چنین وقایعی "  به هیچ وجه وجود خارجی ندارد:

Her Britannic Majesty's embassy avail itself the opportunity to renew the ministry of foreign affairs of the Islamic of republic of Iran the assurance of its highest consideration

در حالی که ترجمه دقیق و صحیح این پاراگراف عبارت است از :سفارت بریتانیا از فرصت فراهم شده بهره می گیرد تا مجددا به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اطمینان دهد بیشترین توجه را به عمل می آورد.

محمود احمدی نژاد در جلسه مناظره با میرحسین موسوی ادعا کرده بود که انگلستان بعد از آزادی ملوان ها از ایران عذرخواهی کرده است درحالی که آگاهان مسائل دیپلماتیک با اطمینان از غیرواقعی بودن این ادعا همگان را به متن نامه های انگلیس به ویژه عتاب تند " تونی بلر" ارجاع می دهند. اینک خبرگزاری های حامی دولت با تحریف آشکار ترجمه یک سند رسمی و بین المللی تلاش کردند ادعاهای کذب رئیس دولت نهم را موثق جلوه دهند. محمود احمدی‌نژاد  گفت: "ملوانان انگلیسی دستگیر شدند، ماجرا اوج گرفت، آقای بلر کتبا نامه داد، عذرخواهی کرد و گفت ما سیاستمان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد. این سند الان در وزارت خارجه موجود است."

متن تصویر این نامه  را در  لینک فارس و ایرنا  ببینید.

از طرفی با استناد به خبر فارس، خبرگزاری حامی دولت ثابت می‌شود که محمود احمدی‌نژاد درباره نامه عذرخواهی تونی بلر خلاف واقع گفته است.

 قلم نیوز متن نامه‌های منتشر شده در فارس را عینا در ادامه می‌آورد  قضاوت درباره ادعاهای صورت گرفته در رابطه با ملوانان و واقعیت را به مخاطبان و مردم فهیم ایران می‌سپارد:

یادداشت وزارت خارجه ایران به انگلیس

به گزارش خبرگزاری فارس، در یادداشت رسمی شماره 100/642 مورخ 9 فروردین سال 1386 وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی آمده است:
با اظهار تعارفات خود به سفارت دولت علیاحضرت ملکه بریتانیا در تهران احتراماً اشعار می‌دارد: حسب اعلام مقامات ذیربط جمهوری اسلامی ایران، دو فروند شناور جی‌می‌نی انگلیسی با 15 نفر سرنشین نظامی با تجهیزات کامل نظامی در تاریخ 3/1/1386 (23/03/2007) به قلمرو آب‌های جمهوری اسلامی ایران تعرض نموده‌اند. نظر به این‌که در گذشته نیز چنین مواردی رخ داده و تذکرات لازم جهت جلوگیری از تکرار این‌گونه اقدامات داده شده، دولت جمهوری اسلامی ایران مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به اقدام غیر‌قانونی فوق در تعرض به آب‌های جمهوری اسلامی ایران ابراز نموده و با تأکید بر رعایت اصول و موازین حقوق بین‌الملل مبنی بر احترام کامل به حاکمیت و تمامیت ارضی دولت‌ها، مسئولیت دولت انگلستان نسبت به عواقب این تعرض را خاطرنشان نموده و ضرورت ارائه تضمین لازم مبنی بر عدم تکرار این قبیل اقدامات را خواستار می‌باشد.
موجب امتنان خواهد بود چنانچه آن سفارت محترم مراتب فوق را به اطلاع مقامات ذیربط دولت متبوع آن سفارت رسانده و از هرگونه توضیحی، این وزارت را مطلع نمایند. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می‌نماید.

پاسخ سفارت انگلیس به وزارت خارجه ایران

سفارت معظم بریتانیا با تقدیم احترام به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران افتخار دارد که به نامه شماره 100/624 مورخ 9 فروردین آن وزارتخانه اشاره کند که مربوط به توقیف دو قایق نیروهای مسلح کشور انگلستان در تاریخ 3 فروردین می‌باشد.

سفارت انگلستان خاطرنشان می‌کند که توضیحاتی درباره این واقعه بین نمایندگان وزارتخانه های امور خارجه ایران و انگلیس در لندن و تهران ارائه شد و در طی مذاکراتی که با وزیر امور خارجه آقای منوچهر متکی انجام شد تصریح می‌کند که افراد درگیر در این واقعه در حال عملیاتی با در خواست دولت عراق تحت قطعنامه 1546 شورای امنیت سازمان ملل متحد بوده‌اند که توسط قطعنامه 1723 تمدید شده بود و قطعا قصد هیچ‌گونه تجاوز خصومت‌ آمیزی به جمهوری اسلامی ایران نبوده است.

سفارت انگلیس تضمین می‌کند نکاتی که در نامه 100/624 لحاظ شده است به اطلاع مراجع ذیربط رسیده است و مسوولین برای جلوگیری از تکرار چنین وقایعی اتفاق نظر دارند.

سفارت انگلیس ملزم است که این موضوع را برای آزادی هرچه سریع‌تر افسران انگلیسی بازداشت شده و طراحی دستورالعملی برای جلوگیری از تکرار این وقایع با مراجع ایرانی مطرح کند.

سفارت بریتانیا در تهران بدین وسیله به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اطمینان می‌دهد که توجه کاملی به عدم تکرار چنین وقایعی دارد.

 

benighted - رئیس دولت در واکنش به سیل انتقادات ، قریب به اتفاق آنها را رد مینمود ( البته و بد بختانه به طرزی ماهرانه ، طوری که عوام الناس تحت تاثیر شگرف قرار گیرند) البته در این زمینه ابتکارات و یا شاید بدعت هایی هم در تاریخ فن مناظره از خود به جای گذاشت تا جایی که در جواب به سوال محسن رضایی که گفت بورس چرا فعال نمی باشد گفت : شما اشتباه می کنید زیرا بورس خیلی فعال می باشد ! البته از حق عدول نکرده باشیم یکی از انتقاد ها را پذیرفت ! - و اتفاقا این انتقاد از سوی موسوی مطرح شد - وآن در زمینه کمبود نشر کتاب بود ! که احمدی زیرکانه با توجه به کم اهمیتی آن ، این انتقاد را پذیرفت ! البته شاید هم اشتباه کرده باشد شخصا معتقدم بهتر بود در راستای سیاست های عوام فریبانه اش  چیزهای دیگری را می پذیرفت تا لااقل نفی بدیهیات نکرده باشد ! حال چاپ کتاب بماند به حساب دغدغه های فرهنگی موسوی یکی از این بدیهیات موضوع  موسوم به " هاله نور " بود .



بعد از مطرح شدن موضوع هاله نور در مناظرات دفتر آیت الله جوادی آملی (دام ظله العالى) این موضوع را تایید می کند و با در اختیار گذاشتن یک شماره تلفن به علاقه مندان اطلاعاتی را در این زمینه در اختیار می گذارد گذشته از این فایل تصویری آن هم موجود است .(این موضوع را اولین بار پایگاه قلم گزارش کرد)


از این دست مطالب بسیار زیاد است و مثال های دیگری مانند  افتتاح ابتر راه آهن بم - زاهدان که ما را یاد افتتاح هایی از جنس علی آبادی انداخت، وعده خصوصی شدن تیم های پایتخت در 3 ماه توسط علی آبادی در هنگام انتخابات ، تورم 23 درصدی و سفسته در اعلام آن ، حقوق باز نشستگان ، ادعای مبارزه با مفاسد خانواده هاشمی که بعد از انتخابات به کلی فراموش شد و بین زمین وآسمان معلق ماند وبیشتر به یک استفاده تبلیغاتی می ماند ، توهم توطئه ( نظیر ماجرای سفر به عراق ) و.... نیز وجود دارد .

در پایان به دنبال نتیجه گیری خاصی از این نمونه ها نیستم بلکه معتقدم هرکدام از ما و هکذا هم فکران خودم زمانی که به دنبال یافتن " سران واقعی فتنه " هستیم باید مطالب بالا را لااقل به عنوان " پس زمینه  " در ذهن جای دهیم . البته من وجود پس زمینه های دیگر را برای حوادث اخیر نفی نمی کنم .به عنوان مثال توحش نیروی انتظامی و بسیج و سپاه ، برخوردهای افراطی هر دو طرف ، بازیچه قرار گرفتن شعارهای اساسی انقلاب ، ایجاد تردید در مورد شعار همیشگی انقلاب یعنی تبری از مشرکین  (که به نظر من حمایت از فلسطین ونفی اسرائیل تنها بخشی از آن است) . والبته صدا وسیما ....صداوسیما ....صداوسیما

اما آنچه که من آن را افقی روشن می بینم بیانیه اخیر میرحسین موسوی بود و این بیانیه شامل جنبه های مختلفی از تفکر وی است که کاملا آن را معتدل و راهگشا می نمایاند . این بیانیه شامل دغدغه ها ( مانند انتقاد از سپاه و نامه احمدی به بیگانگان و یا زنده شدن منافقین) متانت همیشگی او(مهندس موسوی در این بیانیه خون خود را از  خون شهدا رنگین تر نمی داند)تفکر انقلابی (اینکه از مواضع به حقش کوتاه نمی آید و در مقابل ظلم کوتاه نمی آید) تبری (اعلام اینکه منافقین را همین اقدامات افراطی زنده می کند و نه او آمریکایی است و نه هواداران غیر رادیکال او) تولی ( تاکید بر هویت اسلامی و قانون اساسی نشان داد او همان موسوی دهه 60 است)رفع اتهام( موسوی اعلام می کند اگر من بیانیه ندهم باز هم مردم حق خود را می خواهند - چنانکه تجمعات آرام روز عاشورا به همین نحو بود - در واقع او مردم را عامل این حرکت میداند و نشان می دهد به فرض اگر خود او هم مثلا توبه (!) کند مردم منادی حقطلبی خواهند بود) تحمل مخالف (موسوی  همراهی مردم با نیروی انتظامی را به فال نیک گرفته و صدا و سیما را به خاطر پخش نکردن تصاویر آن عتاب میکند)و...

این بیانیه مشتمل بر تمام خصوصیاتی از اوست که باعث شده طرفدارانش طیف وسیعی را اعم از ملی و مذهبی و ...تشکیل بدهند . و این همان چیزی است که در این شرایط راهگشاست .منظور همان اعتدال است که محسن رضایی در بیانیه اش بدان اشاره کرد و اعتدال  امروز شی ء است بسیار نایاب ، به طوری که اشخاصی مانند محسن رضایی و قالیباف که چهره هایی میانه رو هستند مورد سرزنش  طیف افراطی واقع می شوند و به دلیل همین اعتدال نهفته در بیانیه است که رضایی معتقد است بیانیه میر حسین باید مبنا قرار گیرد البته با این بخش از سخنان او که عنوان کرد بیانیه میر حسین نوعی عقب نشینی است موافق نیستم . اما در همین حد هم که شخصی رسما بر خلاف همفکرانش سنت شکنی می کند مورد پذیرش است .

نتیجه آنکه اگر قرار است در مورد سران فتنه قضاوتی کنیم و یا احتمالا حدی بر آنان جاری کنیم صواب این است که " پس زمینه " ای مناسب داشته باشیم . و به اعتقاد من بیانیه اخیر میتواند روشن کننده باشد .



دوستان ! داشتن نظرات و انتقادات شما حق من است من را از این حق محروم نکنید !!!!



امیدوارم در مقابل وسعت این دروغگویی ها به قدر توان تلاش خود را کرده باشم !


به امید آرامش ایران !





+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۸/۱۰/۱۸ساعت ۰:۳۲ قبل از ظهر  توسط اشکان  | 

آیت الله منتظری از گذشته تا حال...

مطمئنا همگی در جریان اتفاقات پس از فوت آن عالم ربانی قرار گرفته اید، اما هدف از درج این نوشتار بیان برخی مسائل ناگفته است...

آیت الله منتظری در پیروزی انقلاب اسلامی نقش موثری ایفا کرد و از تئوریسین ها و مبدعان جمهوری اسلامی ایران بود،وی به همراه امام در تبیین نقش ولایت فقیه در جامعه اسلامی بسیار کوشید و در واقع ولایت فقیه را تعریف و معنا کرد.

پس از انقلاب وی از خواص امام و رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بود و کار تا آنجا پیش رفت که مجلس خبرگان رهبری وی را به عنوان جانشین امام انتخاب کرد اما در اواخر عمر امام مسائلی رخ داد که عدالت طلبی آیت الله منتظری به گونه ای وارونه معنا شد و امام وی را از سمت جانشینی ولی فقیه برکنار کرد،آن طور که خود آیت الله منتظری اشاره داشتند ناقلان اخبار طوری اخبار را برای امام بازگو کردند که امام از آیت الله منتظری دلگیر شود و رای به عدم صلاحیت وی برای جانشینی ولی فقیه دهد...

ماجرا از این قرار بود که آیت الله منتظری به اعدام های پی در پی اواخر دهه ی 60 اعتراض کرد که در آنها اعضای گروهک های سیاسی ضد نظام بدون وقفه کشته می شدند،از جمله ی این افراد داماد آیت الله منتظری بود که اعتراض آقای منتظری به کشتارها به نوعی حمایت از داماد خود تعبیر شده و از آن پس وی مورد هجوم شدیدترین حملات قرار گرفت،ایشان خود نقل کردند که(نقل به مضمون) : "من به امام نامه ای نوشتم که در آن گفته بودم سید مهدی هاشمی(داماد آیت الله منتظری) آمر به قتل بوده و نه عامل قتل،و طبق قوانین اسلام آمر به قتل مجازاتش اعدام نیست اما ابتدا سید مهدی را اعدام کردند بعد نامه را به امام رساندند، پیامبر برای کسی که متهم به قتل بود 1هفته مهلت می داد تا گناه وی اثبات شود و اگر نمی شد وی را آزاد می کرد،گرفتن جان انسان به این سادگی ها نیست،پیامبر برای جان انسان ها ارزش قائل بود اما در سال های 67-68 انسان ها را بدون دلیل و مدرک کافی بلافاصله پس از دستگیری اعدام می کردند تازه اگر هم مدرکی بود مجازاتش شامل اعدام نمی شد مگر فعالیت سیاسی اعدام دارد؟ "

ایشان پس از برکناری از مقام جانشینی ولایت فقیه و پس ار فوت امام و انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر به یکی از منتقدان جدی آیت الله خامنه ای تبدیل شد و به همین دلیل بسیار مورد هجوم و توهین قرار گرفت و محدودیت های بسیاری بر وی اعمال شد،دفاتر علمی وی در شهرهای کشور مصادره شد، در خانه محبوس گشت و منبر وی نیز تعطیل شد...

ایشان همچنین در پی حوادث و کشتارهای اواخر دهه ی 70 باز هم لب به انتقاد گشود و از اوضاع کشور گلایه کرد، وی همیشه به بهانه ی اینکه به دنبال کسب قدرت است تحت فشار بود اما چند ماه پیش در سخنانی جالب اعلام کرد که من دیگر با این سن و سال به دنبال قدرت و یا چیز دیگری نیستم و چند وقت دیگر می روم، اگر حرفی می زنم تنها برای صلاح مملکت و از روی دلسوزی است...

وی در حوادث انتخابات اخیر نیز ساکت ننشست و از حاکمیت و برخورد هایش با مردم انتقاد کرد.

بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی به وی نامه می نوشتند و آیت الله منتظری آنها را دلداری می داد و دعوت به صبر می کرد،وی به نوعی ملجأ و پناهگاه خانواده های زندانیان سیاسی بود...

در سخنان جالب دیگری آیت الله منتظری در انتقاد از دستگیری ها و کشتارهای اخیر اعلام کردند که اتهامات واهی از قبیل اقدام علیه امنیت اجتماعی چه معنی می دهد؟ این مردمند که حافظ امنیت جامعه اند بعد ما آنها را مخل امنیت می خوانیم؟

اما در مقوله ی علم و دانش ایشان کسی تردید ندارد که از عالم ترین مردان معاصر بود و پیش از بسیاری از روحانیون و مراجع اعظام فعلی به درجه ی اجتهاد نائل آمد و قریب به 40 سال از مجتهدین و مراجع تقلید بود در تفسیر نهج البلاغه و قرآن زبانزد بود و حتی پیش از انقلاب و در زندان، کلاسهای خارج فقه خود را تشکیل می داد...

سید احمد خاتمی خطیب جمعه تهران که پس از حوادث انتخابات به مقام آیت اللهی نائل شد یکی از شاگردین وی بوده که مدتها پیش به ایشان پشت کرده و اخیرا به ایشان اهانت هایی نیز کرده بود...

با همه ی این احوال در می یابیم که چرا فوت ایشان هم اینقدر خبرساز می شود و تن عده ای را به لرزه در می آورد...

یادم رفت بگویم که ایشان را پیر اصلاحات نیز خطاب می کردند...


از تاخیر در درج مقاله پوزش می طلبم...

 

اندکی صبر سحر نزدیک است...

پارسا

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۱۰/۱۲ساعت ۱۰:۲۹ قبل از ظهر  توسط پارسا  | 

اندکی صبر، مقاله ای در راه است...!!

در پی فوت ناگهانی آیت الله العظمی حسینعلی منتظری و اتفاقات رخ داده در مراسم تشییع جنازه ی آن مرحوم و حوادث پس از فوت ایشان، benighted در حال تحریر مقاله ای تحلیلی در مورد زندگانی و منش آن عالم ربانی و همچنین رخدادهای مرتبط با ایشان در رویدادهای پس از انتخابات و همچنین اتفاقات پس از فوت ناگهانی ایشان است، منتظر مطالب ما باشید....

اما در این پست مقاله ای از رسول را برایتان قرار می دهم که از طریق ایمیل برای من ارسال کرده و در آن به تحلیل حواشی صورت گرفته پس از اهانت به ساحت امام راحل می پردازد...

 

بسمه تعالی

جمعه ٢٠ آذر حدود ساعت ٢٠:٢٠ بود که شبکه خبر به عنوان خبر فوری این خبر را زیرنویس کرد: "به خاطر توھین به ساحت مقدس امام خمینی (ره) فردا حوزه علمیه قم از ساعت ١٠ تا ١٢ تعطیل می باشد!"

با تعجب و دقت فراوان چند بار دیگر خبر را خواندم ببینم که کی و کجا این عمل شنیع اتفاق افتاده! اما درخبر ھیچ اشاره ای به کیفیت و کمیت این عمل نکرده بود! پیش خودم گفتم شاید تو مراسم ١۶ آذر برخی چیزی گفتند و باز این آقایون شعار اندکی از دانشجویان را به حساب ھمه گذاشتند! اما از ١۶ آذر ۵ روز گذشته بود! طولی نکشید که جواب خودم را گرفتم! بله! حدسم درست بود! زیرنویس خبر فوری تکمیل شد و "در روز ١۶ آذر" بھ آن اضافه شد! آری، دیروز پس از گذشت حدود ١٢٠ ساعت خون مدافعان عکس امام (ره) به جوش آمد که ای داد توھین به ساحت مقدس امام خمینی شد.

آقای سید احمد خاتمی ھم که در پی حوادث انتخاباتی به مقام آیت اللھی رسیده اند، در ارتباط تلفنی با شبکه خبر فرمودند: (نقل به مضمون) توھین به امام، توھین به نظام است... و کسانی که عکس امام را پاره می کنند توھین به نظام و ولایت فقیه کرده اند ... فقط شخص امام مطرح نیست بلکه نظام و مقام ولایت فقیه است که مھم است و ...

عبارات مطرح شده در سخنان ایشان که در بالا آمد، عباراتی ھستند که مورد قبول اکثر مردم ایران می باشد. آری، توھین به امام توھین به ارزش ھاست و امام برای ما عین ارزش است. یعنی اگر به امام با توجه به اینکه بنیانگذار و رھبر فقید انقلاب است توھین شود(نه نقد منصفانه) توھین به نظام و تمام ارزش ھایی است که به خاطر آن خون دلھا خورده ایم. اما این قضیه دو طرفه می باشد. یعنی توھین(نه نقد منصفانه) به ارکان نظام و جمھوری اسلامی توھین به امام و باز ارزش ھاست. یعنی اگر کسی عملی انجام دھد که جمھوریت و یا اسلامیت نظام را خدشه دار کند، توھین به امام و تمام مردم ایران کرده است!

در تعجبم کھ آیا واقعا در طول چند سال اخیر و بھ ویژه چند ماه گذشتھ ھیچ گونھ تعرضی بھ خدا، قرآن،

مراجع، ولایت فقیه که جزء ارکان اسلامیت نظام ھستند و به مردم که جمھوریت نظام را تشکیل می دھند، صورت نپذیرفت، که آقایون قلبشان جریحه دار شود و در یک اقدام خودجوش مردم را به خیابان ھا بیاورند و علیه منافقین واقعی شعار دھند؟

آیا افتادن تکه ای از عکس امام عزیز در گوشه ای که معلوم نیست چگونه و با چه نیتی این کار صورت گرفته، دردآور تر از کشف زندان کھریزک یا تاخیر یک ھفته ای حکم ولی فقیه است؟ البته نگارنده اصلا در صدد توجیه عمل صورت گرفته نیست و اگر واقعا شخص خاطی از روی عمد و آگاھی کامل این عمل را انجام داده باید بسیار ناراحت شد و باید به خودمان بگوییم که ما چه کردیم که جوانانمان از پاک ترین غیر معصوم در قرن حاضر این چنین بیزار می شوند؟ مگر خود این آقایون روی منبر و پشت تریبون نمی گویند که خوبی و پاکی موافق فطرت انسان ھاست؟ پس امام ھم که غرب و شرق به پاکی و خوبی ایشان اذعان دارند، باید موافق فطرت انسان ھا باشد! پس باز باید از خودمان بپرسیم کھ ما که این گونه مدعی ھستیم چه کردیم که نتوانستیم امام را آن طور که باید به مردم بشناسانیم؟ و اگر کوتاھی در این امر نبوده باید گفت که صدھا بار بدتر عمل کردیم که جوان این کشور از فطرت انسانی خویش خارج شده و پاکی و خوبی را بد می انگارد و زشتی و بدی را خوب!

پس شاید بھتر باشد به جای تقسیم مردم به انقلابی و ضد انقلاب، تعطیلی حوزه و برگزاری تجمعات خودجوش مردم در خیابان و دانشگاه، به فکر اصلاح خود و جامعه باشیم که این متحقق نمی شود مگر آنکه مبانی فکری امام راحل(ره) را به درستی تبیین کنیم و در کشور به آن جامه عمل بپوشانیم که دیگر شاھد چنین وقایع دردآوری نباشیم!

و شاید برای شروع بد نباشد که به این جمله امام توجه کنیم که فرمودند: "خون دلی كه پدر پیرتان از دست این متحجرین خورد از ھیچ کس دیگر نخورد". وخوب فکر کنیم که متحجر کیست و چه ویژگی ھایی دارد و آن متحجرینی که امام از دستشان خون دل خورد الان کجا ھستند و چه می کنند؟ آیا اصلاح شدند یا ...

 

به قلم:  رسول

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۱۰/۰۱ساعت ۱۳:۰ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

جان بخشیدن به دشمن؛ چرا و چگونه...

                     

در پی سخنان اخیر مقام معظم رهبری در مورد سران اصلاحات و به خصوص انزارهای تقریبا واضح ایشان به میرحسین موسوی لازم دیدم نکاتی تامل برانگیز را از نظر بگذرانم تا شما خود در مورد آن قضاوت کنید...

۱.مکررا میرحسین موسوی را به ایجاد اغتشاش در جامعه متهم می کنند،مگر احمدی نژاد در جواب اجتماع آرام و خودجوش طرفداران موسوی تجمعی در میدان ولیعصر به راه نینداخت؟ همین اقدام بود که اختلافات را به اوج رساند،اینها را بعضی ها یادشان رفته است،میرحسین در همه حال مردم را به قانون گرایی دعوت کرده و می کند و تجمعات هم بر طبق همین قانون اساسی برای تمام گروهها آزاد است که جدیدا غیرقانونی شده است و به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور این ماده از قانون اساسی مورد بازبینی و تجدید نظر قرار خواهد گرفت!!

دشمن مایوس و ناامید با برخوردهای نامناسب حکومت با مردم در جریان اجتماعات آرام جان دوباره گرفت البته اگر بخواهیم قبول کنیم دشمن مایوس و ناامید بوده است و اقدامات عجولانه سران دولت موجبات شادکامی بیگانگان را فراهم نمی آورده است....

یک تحلیل این است: چون موسوی اغتشاش به راه انداخت و به دشمن جان دوباره بخشید حالا دشمن گستاخ شده و در مقابل دوربین عکس امام را پاره می کند.

تحلیل های دیگری نیز مطرح است:

الف) عده ای سودجو با در نظر داشتن مقاصد سیاسیشان اقدام به این عمل ننگین نموده اند تا با همکاری صدا و سیما بتوانند برخوردهای زننده تر و تندتری با حامیان میرحسین داشته باشند و در جواب علت برخوردهایشان بگویند اینان همان هایی هستند که عکس امام را پاره کردند!!

ب)عده ای از اپوزوسیون و بدخواهان نظام به این عمل مذموم دست زده اند و تصاویر آن را برای اثبات همراه نبودن مردم با نظام منتشر نموده اند و صدا و سیمای ما هم که....!!

۲.موسوی اعلام نمود این کار از دانشجویان فهیم بعید است و به وضوح این عمل ننگین را تقبیح کرد و رهبری نیز این اقدام را از طرف دشمنان و بدخواهان دانست اما سخنان میرحسین در این مورد را فلسفه بافی برای پنهان کردن اشتباهات تعبیر کردند...

۳.وقتی ظلمی صورت می گیرد و حق ناحق می شود بدون هیچ گونه ملاحظه ای نظیر اینکه این حرکت موجب چه جهت گیری هایی می شود نباید ساکت نشست در غیر این صورت مگر در اوایل انقلاب کم جهت گیری غیر اصولی داشتیم؟ پس باید مردم متنبه می شدند و انقلاب نمی کردند...

مگر مصالح نظام با مصالح مردم در تضاد است؟ چرا یک حرکت درون نظامی آنقدر تقبیح می شود که مردمان حامی آن حرکت، حکومت را در مقابل خود می بینند...

 و باز هم تاکید می شود برخوردهای تند حکومت خوراک هر روزه ی بیگانگان و دستمایه ی جان گرفتن آنان است.

۴.میرحسین موسوی آغازکننده ی حرکتی نوبنیاد است که کاملا درون نظامی است،حال عده ای که ناکامی نظام را می خواهند از وی طرفداری می کنند زیرا منافعشان را در این می بینند، ولی این دلیل نمی شود که موسوی دست از حرکت خویش بکشد و البته میرحسین موسوی قبلا در بیانیه اش تبری خود را از آنان اعلام نموده بود...

حال بیایید ۲حالت را در نظر بگیریم: 

۱. انتخابات انجام شده و میرحسین به نتایج آن معترض است و طرفدارانش تظاهرات آرام برپا می کنند و نیروی انتظامی با رعایت حقوق مدنی مردم به آنان احترام می گذارد و امنیت آنها را تامین می کند و نمی گذارد عده ای پس از این تظاهرات میلیونی آرام، دست به خرابکاری بزنند و سپس با دلایل مستدل و محکمه پسند می گویند رای گیری درست بوده و احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب است،در این صورت میرحسین نیز اقناع می شود و به فعالیت های دیگرش مشغول می شود و برای انتخابات بعدی برنامه ریزی می کند.

۲.انتخابات انجام شده و موسوی به نتایج آن معترض است و طرفدارانش تظاهرات آرام برپا می کنند و نیروی انتظامی بدون رعایت حقوق مدنی مردم با آنها زننده ترین برخوردها را می کند و حکومت آنها را اغتشاش گر و ایادی بیگانه و فریب خورده می نامد و به زندان می اندازدشان.

شورای نگهبان جوابگوی ابهامات وارده نیست و کار خودش را می کند...

صدا و سیما هر روز بر علیه میرحسین برنامه می گذارد و این وسط هاشمی رفسنجانی نیز مورد هجوم قرار می گیرد و کسی دم بر نمی آورد، کروبی را نیز مورد ضرب و شتم قرار می دهند  و هورا می کشند ...

ارکان نظام یکی یکی زیر سوال می روند،میرحسین متهم به براندازی نظام می شود و عده ی بی شماری از طرفدارانش محکوم و زندانی می شوند ،حملات همچنان ادامه دارد،مردم که از این برخوردها ناراحتند در هر زمان و در هر مناسبت می خواهند ناراحتی خود را ابراز کنند،عده ای منفعت طلب و در ضدیت با نظام و ایادی شبکه های بیگانه؛ این حرکات مردمی را در مخالفت با نظام القا می کنند و با آب و تاب نمایش می دهند،حکومت همچنان با مردم برخود می کند و آنها را عده ای اغتشاش گر و مزدور می خواند...

به موسوی می گویند مسئولیت خون های ریخته شده در جریان تجمعات پس از انتخابات بر عهده ی شماست و نمی گویند این ماییم که این جوانان را به خاک و خون کشیدیم...

چه می شد اگر به مردم احترام می گذاشتند و هیچ یک از مسائل پس از انتخابات به وجود نمی آمد و مردم، نظام را حامی و در کنار خود می دیدند...

۱۶آذر دانشجویان باز هم با وجود تمامی هشدارهای مسئولین مبنی بر برخورد با تجمع کنندگان، تظاهرات اعتراضی به راه می اندازند و چند مزدور هتاک بی دین عکس امام را پاره می کنند و بلافاصله صدا و سیما این تصاویر را پخش می کند.

حال دردناک تر از همه ی این مسائل مقصر خواندن موسوی در اهانت عده ای به امام راحل است و انگار تاریخ از یاد خواهد برد عاملان به اینجا رسیدن ماجرا را....

 

میرحسین به دشمن جان دوباره بخشید یا....

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۲۳ساعت ۱۲:۱۵ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

نقطه سر خط...

در این پست به بیان و تحلیل برخی اخبار می پردازیم...

هتک حرمت به ساحت بنیان گذار کبیر انقلاب و رهبر انقلاب که بدون هیچ گونه سانسور از صدا و سیما پخش گردید اعتراضات مختلف و متفاوتی را در پی داشت،از سویی این عمل صدا و سیما(پخش کامل تصاویر) که نوعی ساختار شکنی محسوب می شد اعتراضاتی را در پی داشت که البته قائم مقام این سازمان به شدت از این کار دفاع کرد اما دیروز همان تصاویر از بخش خبری معلوم الحال ۲۰:۳۰ که برای اولین بار این تصاویر را در سیما پخش نموده بود به صورت شطرنجی پخش گردید!

از دیگر سو چرایی انجام چنین حرکتی و پخش سریع آن در سیما ابهامات زیادی را در ذهن متبادر می کند،ابتدا به ساکن چرا این عمل مذموم به حامیان میرحسین که خود از یاران و همراهان امام بود نسبت داده می شود؟ مگر نمی شود عده ای سودجو برای مخدوش نمودن چهره ی سبزها به این عمل دست زده باشد؟ و مگر نمی شود مخالفان میرحسین برای نیل به اهداف سیاسی خود چنین کاری کرده باشند؟ و چرا این تصاویر بر خلاف رویه ی معمول سیما در سانسور حوادث پس از انتخابات به این سرعت در خبرها پخش شد؟ آیا هدف از این کارها فشار به جبهه ی سبز نیست؟ آیا این بازیهای رسانه ای تکراری نیست؟ جواب به این سؤالات را به شما واگذار می کنیم...

از سوی دیگر این اقدام بی سابقه ی سیمای جمهوری اسلامی سبب ذوق زدگی زایدالوصف رسانه های بیگانه شد و به صورت گسترده ای در این رسانه ها انعکاس یافت، حال عده ای را به تامین خوراک بیگانگان متهم کنید...

در خبرها آمده بود محموله ی شرکت زیمنس آلمان که حاوی یک دستگاه کمپرسور جهت استفاده ی احتمالی در تاسیسات هسته ای یا موشکی ایران بود در گمرک آلمان توقیف گردید و دولت آلمان در حال بررسی جریمه شرکت زیمنس به خاطر نقض تحریم بین المللی علیه ایران است.

گفتنی است ارزش این محموله ی باری که به عنوان قسمتی از قرارداد ۸۰ میلیون یورویی ایران با این شرکت آلمانی بود ۱۶ میلیون یورو بیان شده است.

البته در گذشته خرید تجهیزات مخابراتی توسط ایران از شرکت فنلاندی آلمانی نوکیا-زیمنس به صورت گسترده در رسانه ها منعکس شده بود...

در پی سفر وزیر امور خارجه ایران به منامه پایتخت بحرین و استفاده مکرر منوچهر متکی از نام خلیج فارس وزیر خارجه بحرین در واکنش به متکی پیشنهاد داد تا مدتی خود از نام خلیج فارس استفاده کند و متکی نیز از نام خلیج عربی!! تا از حساسیت ایران بر این نام کاسته شود.

ما از اصرار منوچهر متکی بر استفاده از نام خلیج فارس به شدت دفاع کرده و به وزیر خارجه بحرین توصیه می کنیم از این پیشنهادات خلاقانه به ذهن منورش خطور نکند...!

اما در پایان فرازهایی از سخنان مقام معظم رهبری را در ارتباط با توهین به امام راحل بدون هیچ شرح و توضیحی قرار می دهم،توضیحات تکمیلی در مجالی دیگر...

 این بنای استوار که هندسه آن الهی است و بنای آنهم با دست یک مرد الهی پایه ریزی شده و بقای آن نیز به پشتوانه یک ملت الهی است، استوار خواهد ماند، و مخالفان آن به اهداف خود نخواهند رسید.


این اهانت بزرگ، نتیجه آن قانون شکنی ها و دل خوش کردن به تشویق های رسانه های بیگانه بود و حالا که این خطاها و کارهای اشتباه انجام شده، برای پنهان کردن آن، به فلسفه بافی و استدلال تراشی روی آورده اند.

عده ای با شعار طرفداری از قانون، عمل خلاف قانون انجام می دهند، این عده شعار طرفداری از امام می دهند، اما کاری می کنند که نسبت به امام (ره) چنین گناه بزرگی انجام شود و دشمنان با خوشحالی براساس این اقدامات، تحلیل کنند و بعد هم برضد مصالح ملی و ملت ایران، تصمیم بگیرند. مشکل اصلی همین حرف ها و عمل های فریبکارانه و غبارآلودگی فضا است.


آقایان باید به خود بیایند و بفهمند که راه غلطی را می روند...

این برادران سابق ما که اسم و رسم خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند، چرا به خود نمی آیند...

انتخابات براساس قانون انجام و تمام شد و اشکالی هم بر آن وارد نبود...

اگر لازم باشد مسئولان و حافظان قانون، به وظیفه خود عمل خواهند کرد...

دانشجویان موظفند، افرادی را که منشأ فساد هستند، شناسایی و به دیگران معرفی کنند اما همه کارها باید با آرامش انجام شود.

 

benighted: با توجه به غیر مستند بودن تصاویر و نامشخص بودن عاملان آن و تاکیدات فراوان رهبری بر این تصاویر و ریشه یابی دلایل به وقوع پیوستن چنین حادثه ای توسط ایشان منتظر مقاله ای تکمیلی و البته تحلیلی از benighted باشید... 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۲۲ساعت ۱۹:۵۵ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

به بهانه ی 16 آذر

شاید با این قلم نتوان به بیان برخی مسائل پرداخت اما گفتنش سخت نیست که...

همیشه دولت کریمه عدالت محور است....!

هیچ گاه دولت محکوم نیست...

همواره دولت مظلوم است! و...

همیشه اولین قربانیان مردمند...

همواره عشق به وطن مذموم است...

همواره اعلام حضور تاوان دارد...

هیچ تجمعی قانونی نیست...!

هیچ گاه سیاست وجدان ندارد و...

همیشه اولین قربانیان مردمند...

هیچ گاه رسانه ها صداقت ندارند...

هیچ گاه رسانه ای استقلال ندارد...

همواره رسانه ها منافعشان را دنبال می کنند و...

همیشه اولین قربانیان مردمند...

هیچ وقت نخبگان پیشگام نبوده اند...

همواره مردم از سیاسیون پیشی گرفته اند اما...

همیشه اولین قربانیان مردمند...

همواره اقتصاد مریض رو به بهبود است...!

همواره روابط با کشورهای کوچک سودمند است...

همیشه هدفمند کردن یارانه ها  خوب است اما...

همیشه اولین قربانیان مردمند...

همواره چراغی که به خانه رواست به مساجد حرام است...!

به تحقیق هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد...!

هیچ دیواری کوتاه تر از دیوار مردم نیست و....

همیشه اولین قربانیان مردمند...

هیچ سیاست مداری راستگو نیست...

همیشه مردم سیاست مداران و حاکمان را سیاست مدار و حاکم می کنند ولی پس از چندی...

باز هم اولین قربانیان مردم بی گناه هستند......

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ساعت ۱۳:۳۲ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

دانشجویان فقط غریزه و شهوت ندارند، عقل و فطرت هم دارند

                   

اخیراً یکی از مسوولان روحانی در دانشگاه ها ، فرموده است که وضعیت دانشگاه ها افتضاح شده و باید دخترها و پسرها را از هم جدا کرد.

 نماينده ولي‌فقيه در دانشگاه خواجه ‌نصرالدين طوسي كه از او به عنوان ابداع‌كننده راه‌اندازي مراكز همسريابي در دانشگاه‌ها یاد می شود ، البته در توجیه نظریه حکیمانه خود چنین فرمایش کرده است:"دختران و پسران جوان داراي غريزه، غضب و شهوت هستند بنابراين هيچ وقت روابط آنها عادي نمي‌شود."

توجیهات دیگر حجه الاسلام فضلعلی به قرار زیر است:

- در دانشگاه‌هاي دوجنسيتي همه‌چيز از اين آغاز مي‌شود كه دختر و پسر در يك كلاس كنار يكديگر درس مي‌خوانند، دختر با يك لبخند پسر را مي‌دزدد و از همين روابط است كه به جاهاي خطرناك مي‌رسند.

- كساني كه امروز در دانشگاه‌ها تحصيل مي‌كنند افرادي هستند كه تا ديروز در دبيرستان‌هاي تك‌جنسيتي مشغول علم‌آموزي بوده‌اند و اكنون كه به اوج جواني و غرور رسيده‌اند در يك فضاي آزاد دوجنسيتي قرار مي‌گيرند و اين دقيقا مصداق اين است كه گوشت را جلوي گربه بيندازي مگر مي‌شود گربه گوشت را نخورد؟

- وقتي به حوزه‌هاي علميه كه تك‌جنسيتي هستند نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم درصد خطا، گناه و اشتباه در آنها بسيار پايين‌تر از دانشگاه‌ها است و اين به مدد آن است كه در آنجا فضاي سالمي براي تحصيل مهيا شده است.

هر چند که این گونه سخنان جزو مکررات شده ، اما به نظر می رسد در دوره جدید ، عده ای بدشان نمی آید جوک هایی از قبیل جداسازی پیاده روهای زنان و مردان را عملی کنند و نهایتاً زنان را به عنوان نیمی از افراد جامعه ، به اندرونی ها و پستوها بفرستند.
البته این تمایل ، می تواند ریشه در دو چیز داشته باشد: «فهم نادرست از دین و کج فهمی نسبت به جامعه» و « به حاشیه راندن مسائل اصلی جامعه در سایه طرح چنین موضوعاتی».

از این رو ، باید در مقابل این تحجرگرایی ها ایستاد و از موضع خرد و منطق پاسخ داد.

کسانی که می گویند " دختران و پسران جوان داراي غريزه، غضب و شهوت هستند بنابراين هيچ وقت روابط آنها عادي نمي‌شود." و نتیجه می گیرند که باید دانشگاه ها را تک جنسیتی کرد ، لابد از درک این موضوع عاجزند که انسان ها اعم از دانشجو و غیر دانشجو و اعم از دختر و پسر ، علاوه بر آن که دارای "غريزه، غضب و شهوت" هستند ، "عقل و فطرت و معنویت " نیز دارند و اساساً فرق انسان و حیوان نیز در همین امور است .
البته وقتی ایشان در تشبیه حضور دختران و پسران از تعبیر "گوشت و گربه" استفاده می کنند ، مشخص است که نوع نگاه شان به انسان ها  ، بر مبنای غرایز و خصائص حیوانی است که در این قالب ، دانشجویان را همانند حیوانی به نام گربه می بیند که اگر گوشتی گیرش بیاید حتماً آن را می خورد: «گوشت را جلوي گربه بيندازي مگر مي‌شود گربه گوشت را نخورد؟»

از آنجا که هم اکنون ، جمعیتی میلیونی از دختران و پسران ایرانی در دانشگاه های کشور تحصیل می کنند و با توجه به استدلال(!) ایشان که "گوشت را جلوي گربه بيندازي مگر مي‌شود گربه گوشت را نخورد؟» ، آیا  این گونه سخن گفتن ، تهمتی ناشایست به دختران و پسران دانشجوی ایران نیست؟
البته کسی منکر برخی کژی ها و کاستی ها نیست ولی تعمیم این حکم به کلیت جامعه دانشجویی کشور ، شرم آور است.

این گونه سخن گفتن ، حتی متضمن توهین به طلاب حوزه های  علمیه است ؛ سلامت اخلاقی در حوزه ها را به این مساله نسبت دادن که چون در حوزه ها دختر و پسر در یک مدرسه تحصیل نمی کنند ، سالم هستند و الا اگر همکلاس بودند ، وضعیت این گونه نبود در برگیرنده این اتهام به فضای حوزه است که چون جنس های مخالف جدا از هم هستند ، محیط سالم است و الا وضعیت دیگرگونه بود. حال آن که سلامت اخلاقی موجود در محیط های طلبگی ، رهین تقید به آموزه های اخلاقی و دینی است نه این که چون دستشان نمی رسد سالم هستند.

اصلاً بیایید فرض کنیم که دانشگاه ها تک جنسیتی شدند ؛ آیا مشکلات حل می شود؟ مگر تنها جایی که دختران و پسران می توانند همدیگر را ببینند ، دانشگاه هاست؟!  لابد می خواهند در مرحله بعد ، ادارات را نیز تک جنسیتی کنند و سپس مغازه ها و بازارها و ... نهایتاً همان جوک معروف جداسازی پیاده روها محقق می شود!

البته در اظهارات این مقام مسوول ، نکات دیگری نیز وجود دارد که تاسف بار است. مثلاً در پاسخ به اين سئوال كه اگر در دانشگاهي كه جداسازي جنسيتي صورت گيرد بالاخره در جايي دو جنس دختر و پسر در جامعه به هم مي‌رسند، آيا فكر نمي‌كنيد اثرات ارتباط آنها با يكديگر در جايي نمود پيدا كند، گفت: « خير، چون در هر خانواده‌اي خواهر و برادري وجود دارند كه با هم زندگي مي‌كنند بنابراين آنها شناخت لازم نسبت به جنس مخالف را در خلال زندگي خود به نحو صحيح به دست مي‌آورند.»

واقعاً این چه حرف بی پایه و اساسی است که در خانواده ها ، خواهر و برادرها با هم زندگی می کنند و در خلال این زندگی شناخت لازم نسبت به جنس مخالف را پیدا می کنند؟ آیا ایشان می داند که چه می گوید؟ مگر در خانواده های ایرانی چه می گذرد که چنین بی منطق و شرم آور درباره خواهر و برادر های ایرانی سخن گفته شده است؟

امیدواریم روزی فرا برسد که آقایان به این نتیجه برسند که این مسائل ، مهم ترین موضوعات مبتلابه مملکت نیستند و مصائب بزرگی مانند فقر و تبعیض و سوء مدیریت دغدغه های اصلی کشورند.


+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۰۲ساعت ۲:۴۶ قبل از ظهر  توسط پارسا  | 

جمهوری اسلامی ؛ آزمون تاریخی روحانیت شیعه

امروز در میان مرور اخبار به مقاله ای خواندنی برخوردم که نظرم را به خود جلب کرد و تصمیم گرفتم آن را در وبلاگ قرار دهم پیشنهاد می کنم حتما مطالعه نمایید....

      

 

نظام جمهوری اسلامی ایران، از منظری کلان، صحنه آزمون تاریخی روحانیت شیعه در مقام حکومتگری و عدالت پروری بوده است. روحانیت شیعه در طول تاریخ تقریباً همواره در موضع اپوزیسیون قرار داشته و ناقد قدرت مستقر بوده است.

هر چند که در دوران صفویه و قاجاریه، برخی روحانیان شیعه نزد حاکمان صفوی و قجری عزت و رفعتی داشتند اما روحانیت شیعه تا پیش از تاسیس نظام جمهوری اسلامی، در هیچ دوره ای از تاریخ ایران، بالاترین مرجع قدرت سیاسی را برای مدت زمانی طولانی در اختیار نداشت و در واقع در حوزه سیاست قادر به " نظام سازی " نشد.

جمهوری اسلامی اما آزمونی تاریخی برای روحانیت شیعه محسوب می شود؛ چه اکنون روحانیت در ایران همه چیز را در اختیار دارد. در ایران امروز ارتش، سپاه، دانشگاه، صدر و ذیل حکومت و تمامی ابزار قدرت اینک در دست روحانیت است.

سرزمین ایران پیش از آشنایی با اسلام، عرصه آزمون تاریخی روحانیت آیین زرتشت بود. روحانیان زرتشتی در دوره ساسانیان البته منشا و مبدا تمامی نابسامانی ها و بی عدالتی های حاکم بر ایران زمین نبودند ولی در آزمون تاریخی خود کارنامه ای غیر قابل قبول از خود بر جای نهادند. در باب فساد و خرافه سازی و عدالت سوزی روحانیان زرتشتی، سخنان بسیار در متون تاریخی رفته است.

در متون معاصر نیز نمایشنامه " مرگ یزدگرد " بهرام بیضایی به خوبی نشان می دهد که روحانیت آیین زرتشت در زمان حمله مسلمانان به ایران، چگونه در خانه اوهام و خرافه نشسته بود و تا چه حد در رکاب قدرت و به دور از درد و رنج رعیت بود.

باری ایرانیان یکبار شکست اخلاقی و عملی روحانیان خود را تجربه کرده اند و همین امر یکی از عوامل اصلی ورود آنان از آتشکده ها به مساجد بود. فساد دامنگیر روحانیت زرتشتی در کنار فترت گریبانگیر حکومت ساسانیان در نهایت زمینه ساز فرو ریختن " برج موریانه " پادشاهی ساسانیان در ایران آن زمان شد.

سالها پیش عبداکریم سروش در مقاله " تاریخ و کلام "، در تبیین لف و نشر تاریخی مکتب به این نکته اشاره کرد که تاریخ آزمایشگاه ایدئولوژیها و مکاتب گوناگون است. بدین معنا که نظامهای عقیدتی گوناگون در عرصه تاریخ آزمون خود را پشت سر می گذارند و میان شکست عملی یک نظام عقیدتی و خلل نظری آن نسبتی وجود دارد. به عنوان مثال فروپاشی بلوک شرق را نمی توان یکسره بی ارتباط با نادرستی عقاید و یا ناکارآمدی تئوریهای مارکسیستی دانست.

از این منظر اگر تاریخ صد بار دیگر نیز تکرار شود، باز هم نظامهای سیاسی برآمده از مارکسیسم فرومی پاشند. البته سروش بعدها از این رای خود بازگشت و بر نقش عنصر تصادف در تاریخ تاکید کرد؛ بدین معنا که بسیاری از ظفرها و هزیمت های تاریخی را محصول تصادفات تاریخی دانست؛ تصادفاتی که وقوع آنها گاه موجب حیات یک نظام رو به اضمحلال و گاه موجب ممات نظامی به ظاهر سر پا می شوند.

مثلاً اگر در سال 1976 جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز می شدند و شعار فضای باز سیاسی از سوی کارتر دموکرات موجب تغییر سیاست داخلی رژیم شاه نمی شد، چه بسا که خاندان پهلوی هنوز بر سریر سلطنت بودند و تحولات سیاسی ایران به سمتی می رفت که امروز به جای جمهوری اسلامی، سلطنت مشروطه در ایران محقق شده بود.
فارغ از اینکه نقش عنصر تصادف در شکل گیری تحولات تاریخی تا چه حد است و چگونه می توان آن را تبیین کرد و نیز فارغ از اینکه چه نسبتی میان سرنوشت نظامهای سیاسی و سرشت نظامهای عقیدتی تکیه گاه این نظامها وجود دارد، این نکته را نمی توان انکار کرد که داوری افکار عمومی درباره یک نظام عقیدتی تا حد بسیار زیادی تحت تاثیر عملکرد نظام سیاسی برآمده از آن نظام عقیدتی است.

هر چند که صحت و سقم گزاره های فکری فی نفسه ربطی به عمل سیاستمداران معتقد به آن گزاره ها ندارد، ولی عموم مردم هیچ گاه داوری خود در باب یک نظام سیاسی را متوقف بر موشکافی زیربنای تئوریک آن نظام سیاسی نمی کنند؛ افکار عمومی حکم ایدئولوژی ها را بر اساس عملکرد حامیان و حاملان آن ایدئولوژی ها صادر می کند.

بنابراین اگر حکومت روحانیان در ایران به ناکامی بیانجامد، در آینده کمتر کسی با این استدلال که کارگزاران جمهوری اسلامی نتوانستند آرمانهای روحانیان را محقق کنند و باید کارگزارانی کارآمد را جایگزین آنها ساخت، از ضرورت تاسیس مجدد " حکومت روحانیان " دفاع می کند.

به هر حال آینده جمهوری اسلامی و ایران نشان خواهد داد که نمره آزمون تاریخی روحانیت شیعه ایران در نظام سازی سیاسی چه خواهد بود اما آنچه که اکنون در این باره می توان گفت این است که زمان به سرعت می گذرد و هیچ فرد یا مجموعه ای برای همیشه فرصت عمل در اختیارش نیست و به فرموده حضرت علی ( ع ) فرصتها چون ابر درگذرند. بنابراین انچه که امروز در اختیار ماست، شاید که فردا از دست رفته باشد.

تحولات سیاسی اخیر ایران هشداری به زعمای قوم و علمای قم بود که به عنوان متولیان حکومت و مذهب، فرصت عمل خویش را پاس بدارند و مانع از آن شوند که حکومت دینی در ایران امروز به سرنوشت حکومت دینی در ایران باستان و اروپای قرون وسطی دچار شود و ملت ایران در باب حکومت علمای شیعه همان حکمی را صادر کنند که ایرانیان و اروپاییان پیشین در باب موبدان و کشیشان صادر کردند.
 
 
هومان دوراندیش
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۸/۲۶ساعت ۱۴:۸ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

نقطه سر خط....

                       مرور اخبار به قلم پارسا

در این بخش (نقطه سر خط) سعی دارم به برخی اتفاقات و اخبار روز بپردازم و تحولات و خبرهای مهم را از نظر بگذرانم....

سید محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین کشورمان در گفت وگویی مفصل با پایگاه خبری جماران به مناسبت سالگرد صدور منشور برادری توسط امام راحل بر لزوم انعطاف پذیری جریان اصول گرایی تاکید ورزید وآزادی مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی را وسیله ای در جهت قضاوت درست مردم دانست. وی همچنین با اشاره به منشور برادری و مفتوح بودن باب اجتهاد اظهار داشت هیچ جریانی نباید خود را عین اسلام ونظام بداند و مصالح حزب خود را مصالح نظام تلقی کند و به ترور شخصیت و اتهام افکنی علیه مخالفان خود و افراد دلبسته به نظام و امام روی بیاورد، وی اینگونه برخوردها با نخبگان دلسوز نظام و همچنین مقابله سخت با اعتراضات مدنی و مردمی را دستاویز دشمنان نظام دانست که در جهت مخدوش نمودن چهره ی نظام از آن استفاده می کنند.

محسن آرمین از اعضای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با تشریح وضعیت جریان اصول گرایی، شکاف میان اصولگرایان افراطی و معتدل را یاد آور شد و اظهار داشت اصولگرایی افراطی در شرایط فعلی نقاط قوت گذشته اش که یکی از آنها حمایت مراجع بود به نقاط ضعفش بدل گردیده و سطح حمایت جامعه ی مذهبی از آنها به حمایت مداحان تنزل یافته است وی همچنین علت مخالفت اصولگرایان افراطی با طرح آشتی ملی را بحران طلبی این جریان دانست و اینکه این جریان خود را در بحران جستجو می کند و وحدت و آشتی ملی به صلاح منافعش نیست.

آرمین همچنین در مورد جنبش سبز نیز اظهار نظر کرد و عدم وجود مدیریت واحد در جنبش سبز را حسنی دانست که موجب کمتر ضربه خوردن آن می شود، وی همچنین این نکته را متذکر شد که جنبش سبز بر خلاف حرکت اصلاحی از قشر فرهیخته گذر کرده و به آحاد مردم رسیده و حتی در ذهن کودکان نیز رسوخ کرده و جریان حاکم با محاکمات و دستگیری های اخیر تنها سبب نفرت مردم از خود شده است زیرا اکثر مردم خود را در خیابان ها در کنار محکومین می دیدند و خود را جزئی از جنبش سبز می دانستند و می دانند.

اما در پی بروز اختلاف میان دولت و مجلس بر سر نحوه ی برداشت دولت از صندوق هدفمند کردن یارانه ها که منجر به مخالفت و  حذف این صندوق توسط  بهارستان نشینان و تاکید بر واریز سود حاصل از هدفمند کردن یارانه ها به حساب ذخیره ی ارزی و برداشت آن توسط دولت از طریق بودجه ی سالیانه شد و علاوه بر آن ماجرای سخنرانی نسبتا سرزده احمدی نژاد در دفاع از ماده ی 13 لایحه در صحن علنی مجلس و در آخر هم اعطای اختیار تام به دولت برای استفاده از سود ناشی از هدفمند کردن یارانه ها بیان چند نکته خالی از لطف نیست؛

 اولا اینکه به گفته ی باهنر عضو هیئت رئیسه ی مجلس و بر خلاف اظهارات دفتر ریاست جمهوری در فردای سخنرانی احمدی نژاد در مجلس که مدعی شده بود وی از همان ابتدای ارسال لایحه به مجلس خواستار دفاع از ماده ی 13 لایحه در صحن علنی مجلس بود، در روز 13 آبان به اطلاع هیئت رئیسه ی مجلس می رسانند که رئیس جمهور می خواهد در صحن علنی از بند 13 لایحه دفاع کند که با توجه به اینکه در این بخش از بررسی لایحه نماینده ی دولت تنها اجازه ی 5دقیقه دفاع دارد از دفتر ریاست جمهوری خواستیم از این کار منصرف شوند ولی این اتفاق نیافتاد و رئیس جمهور به خانه ی ملت آمد و .....

همچنین با هنر اعلام کرد بر طبق قانون اساسی درآمد های دولت باید به خزانه وارد شود و هزینه های دولت نیز می بایست بر طبق بودجه ی سالیانه باشد و علت مخالفت نمایندگان با صندوق هدفمند کردن یارانه ها به دلیل مغایرت آن با قانون اساسی بوده است.

ثانیا عده ای از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس این واکنش های دولت و ارسال نامه ی استرداد لایحه از سوی دولت به مجلس را بهانه گیری دولت برای انصراف و شانه خالی کردن در مقابل اجرای هدفمند کردن یارانه ها قلمداد کردند.

ثالثا نمایندگان حامی دولت بیکار ننشستند و به اصطلاح درصدد به دست آوردن دل دولت بر آمدند و سعی در حذف عبارت "در قالب بودجه ی سنواتی" کردند که در نهایت نیز به دولت اختیارات تام برای اجرای طرح اهدا گردید....

ادامه ی اخبار در پست های آینده....

 


اندکی صبر سحر نزدیک است....

 

 پارسا


+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۱۸ساعت ۱۶:۴۹ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

بشارت آرماگدون ، هلوهای خوردنی و تریبون های لیبرالی !

 

بشارت آرماگدون ، هلوهای خوردنی و تریبون های لیبرالی !



آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که کاری را با هیجان و ازسر ذوق شروع کنید و در ادامه ناگزیر به رها کردن آن باشید ؟ گفته می شود در این فضا که حیثیت و حرمت انسان ها به راحتی مورد حمله قرار می گیرد ( نمونه اش را در نظرات این وبلاگ می بینید و اینکه دوستان ما چقدر به ما لطف دارند ! ) باید سکوت کرد تا آسیب ندید . اما ای کاش دلیل کم کاری من در این وبلاگ اینها بود ! به هر حال حرف زدن در این مورد ، تا زمانی که وضعیتم را بهبود ندهم مشکل است ! اما این بار به دلیل پایبندی به اصل انقلاب و راه امام به خود اجازه می هم تا کمی حرف بزنم ، قبل از اینکه دیگران حرف بزنند ! از جمله این حرف ها که اخیرا زده شد این بود " بشارت می دهم که نظام استکباری در حال فروپاشی است ......ما بشریت را به فطرت الهی شان دعوت می کنیم ... " که از زبان رئیس دولت خارج شد . اوج صحبت های او اما اینجا بود : " در کشور ما یک تریبون جامعه را به جامعه امام زمان ( عج ) دعوت می کند و یک تریبون دیگر به جامعه لیبرال ! "

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ساعت ۱۷:۱۶ بعد از ظهر  توسط اشکان  | 

نقدی بر عملکرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی...

همه چیز از فرمان امام آغاز شد... آنجایی که امام برای تقویت قوای نظامی کشور وجود ارتش را کافی نمی دید و دستور تشکیل یک ارگان نظامی مردمی را داد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۸/۰۵ساعت ۲۱:۲۵ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

بار دیگر متحجرین....

در این چند روز اخباری به گوشمان رسید که اگر عکس های  مربوط به آن را نمی دیدیم و از منابع موثق! نمی شنیدیم باورمان نمی شد...

 حمله  به مهدی کروبی در حاشیه ی نمایشگاه مطبوعات از جمله ی این اخبار بود.

خبر، خبر جدیدی نیست اما به اندازه ی کافی تاسف بار و مایه ی سرخوردگی است...

مدعیان دموکراسی اینگونه هویت خود را بروز می دهند و با آبروی ایران و ایرانی بازی می کنند؛ دموکراسی اینان ایجاب می کند که از مخالفشان اینگونه استقبال کنند و ظرفیت انتقاد پذیری خود را اینگونه بروز دهند...

اینجاست که انسان تفاوت ها را احساس می کند، یک طرز فکر بر مخالف خود درود می فرستد و طرز فکر دیگر با چوب و سنگ و آهن از مخالف خود پذیرایی می کند!!

خبر دیگر این که طبق شنیده ها در جریان حمله به "شیخ صریح اللهجه اصلاحات" یک خبرنگارنما نیز که با در دست داشتن یک سلاح سرد در حال حرکت به سمت شیخ بود توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و همان جا مورد بازجویی قرار گرفته و البته به سادگی نیز آزاد گردیده است!!!

از دیگر نکات  جالب این بازدید پر مخاطره می توان به عکس العمل سریع غرفه ی خبرگزاری دولتی برنا  که بوسیله ی بلندگوهای خود مستقر در نمایشگاه اقدام به پخش آهنگی خارجی با ریتمی تند آن هم با آخرین ظرفیت صدای ممکن کرده بود اشاره کرد آن هم برای شنیده نشدن شعارهای پرشور حامیان پر شمار کروبی که به این توحش معترض بودند!!!!

نکته ی تامل بر انگیز دیگر آن که در اکثر خروجی های خبر گزاری ها از اقدام نیروهای امنیتی در حفظ جان کروبی تقدیر و تشکر شده بود این ذوق زدگی بی مورد نشان از این دارد که تقریبا همه انتظار داشتند نیروهای امنیتی یا به جمع مهاجمین بپیوندند و یا برای دفع آنها اقدامی نکنند و ازین جهت که نه تنها این کارها را نکرده بلکه از کروبی محافظت کرده اند مورد ستایش واقع شده اند!!!!

حال از بطن جریان که خارج شویم مطمئنا بار دیگر این توحش موجب تامین خوراک خبری خبرگزاری های خارجی خواهد شد و عده ای که سخنان کروبی را دستمایه ی اخبار رسانه های بیگانه می پنداشتند بدانند که این حرکات سبک سرانه تا هفته ها نقل محافل رسانه های غربی در جهت تحقیر ایرانی ها و تلقین چهره ای متوحش از ایرانیان به جهان خواهد بود.... 

به راستی آیا دموکراسی مد نظر عده ای این گونه است؟ و اینها هستند حامیان دولت و البته جریان انتقاد پذیر....؟؟؟

 

این را بدانید که"تحجر نتیجه ای جز تنفر نخواهد داشت."

 


اندکی صبر سحر نزدیک است...

پارسا

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۰۳ساعت ۱۸:۳۶ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

مگر "دشمن" ، ایران را اشغال کرده است؟

 

              

                            

دشمن ایران را اشغال کرده است؛ این را من نمی گویم، کیهان و فارس و جوان و یالثارات و پرتو  می گویند و سیاستمداران راستگرایی که این روزها همه را به چشم دشمن می بینند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۸/۰۷/۱۰ساعت ۲۲:۳۸ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

این کدام عدالت است که به دست مدعیانش در حال لگد مال شدن است ؟!

جدید ترین یادداشت بلاگ به روز شد !


 

این کدام عدالت است که به دست مدعیانش در حال لگد مال شدن است ؟!

به رغم اینکه در نوشته های پیشین اندکی به موضوع انتصابات رئیس دولت و ارتبا ط آن با مقوله عدالت که اتفاقا از شعارهای اساسی وی بود پرداختیم ، چندان بی مناسبت نیست که به بهانه برگزاری جلسات رای اعتماد به وزرای پیشنهادی به تحلیل این موضوع بپردازیم .

آنچه در مطالب قبلی به آن تاکید ورزیده بودیم عدالت به معنای اخص " قرار گرفتن هر چیز سر جای خود " بود . البته ما عالی ترین نوع انتصاب را از جانب نمایندگان خدا بر روی زمین یعنی پیامبران می دانیم و معتقدیم تنها انتصاب از جانب ایشان است که بدون غل و غش قابل پذیرش است اما در مورد دیگران به طور طبیعی توقعی برای انتصاب افراد کاملا مصلح وجود ندارد . از جمله این افراد رئیس دولت است . بدین ترتیب می توان گفت هدف افرادی که از انتصابات رئیس دولت اشکال می گیرند کاهش انتصابات ناعادلانه است نه سیاه نمایی و نشر اکاذیب !

در آستانه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دهم بدون هیچ قضاوت زود هنگام معتقدم معیار اولیه برای انتصاب وزرا باید مسئله عدل باشد چرا که بر جسته ترین جنبه ی عدل در اینجا به عنوان سپردن مسئولیت ها به اهلش معنا پیدا میکند . همانطور که قبلا گفتیم مهمترین مشکل ما سوء مدیریت بوده و هست حال اگر فردی چون رئیس دولت در انتخاب اولیه خود به جای معیار عدالت معیار های شخصی خود ( که پرداختن به آن معیار ها را لازم نمیدانم ) را در نظر بگیرد و پس از مدنی انتخاب های خود را پس بزند و در جواب بگوید : ما با کسی رودربایستی نداریم ، در حالی که دولت های قبل داشتند ! اولین وبدترین لطمه را به اصل عدالت وارد آورده است .

اگر احراز توانمندی های کابینه بر اساس عدالتی بوده که از آن دم می زنند و بر اساس باند بازی و جناح گرایی نبوده آیا توجیه رئیس دولت برای آن همه ناکارآمدی و تعویض ، انجام آزمون و خطا بوده ؟ ونداشتن رو دربایستی ؟! اگر چنین است دلیلی برای آنکه بهای این خسارت را مردم بپردازند وجود ندارد ودلیلی برای اینکه امروز برمخالفان بتازند که چرا در آستانه تشکیل کابینه به اصطلاح سنگ اندازی می کنید وجود ندارد زیرا ما معتقدیم قرار است همانطور که در دولت نهم عدالت از ابتدا در انتصابات رعایت نشد این بار هم این اتفاق صورت گیرد . به طور مثال با اینکه شاهدیم مدتی است ورزش کشور در حال در جا زدن است شخصی که در راس ورزش بوده به عنوان وزیر نیرو(!) معرفی می شود .

طبیعی به نظر میرسید که در اوایل انقلاب به دلیل اینکه تجربه کنونی وجود نداشت و انقلاب نوپا به تازگی از یک دوران استبداد و خفقان گذر کرده بود و گام در عرصه ای نو نهاده بود نیاز به کسب تجربه احساس می شد بنابراین ممکن بود افرادی مانند همین رئیس سازمان تربیت بدنی در مسئولیت های غیر عالمانه قرار گیرند ویا افراد گاها اظهارات تند و شتابزده داشته باشند اما امروز زمان معقولی برای آزمون و خطا نیست امروزما نیاز به جمع بندی تجربه گذشته داریم اما در کمال تعجب بعد از 30 سال شاهد آن هستیم که گزاره محیر العقولی چون انتصاب وزیر نیرو در حال انجام است !

این همان بحران قدیمی ، یعنی غیاب انسان های مسئول و متعهد است . چیزی که ما را دچار سر در گمی کرده این است که میبینیم دست کم تا چهار سال دیگر با دولتی مواجهیم که در حال تکرار همان اشتباهات قدیمی است و شاید در صورت استمرار این اشتباهات دسترسی به وضع حداقلی کنونی هم میسر نباشد

سوال اساسی این است که اگر وزیری از ابتدا اصولی انتخاب نشده چرا مردم باید متحمل خسارات آن باشند ؟ وظیفه مهم برای یک نماینده مردم در مجلس باید این باشد که قبل از دادن رای اعتماد تضمینی عملی برای جبران اشتباهات از دولت دریافت کند نه اینکه مانند بعضی نمایندگان موافق تنها و تنها دلیلش این باشد که می توان پشت وزیر مورد نظر نماز خواند !

به راستی این کدام عدالت است که به دست مدعیانش در حال لگد مال شدن است ؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۶/۱۰ساعت ۱۹:۴۸ بعد از ظهر  توسط اشکان  | 

همه ی اشتباهات او ...


همه ی اشتباهات او ...

اگر سخن و گفتار مسئولی در جامعه ی متشرع پیش از آنکه در جان و روح او رسوخ کرده باشد و در افعال او متجلی گشته باشد تحویل دیگران داده شود مانند موجی روان خواهد بود که بر روی سنگی صاف گذر کند وطبیعتاَ بر جای نخواهد ماند . از آنجایی برایتان بگویم که اینها بخشی کوچکی از نتایج وجود این بیماری بین مسئولین دولتی بوده است. اثر وحشتناک تری که این پدیده خواهد داشت این است که به واسطه سخنان اینگونه افراد گفتارها ، شعارها و تبلیغات دیگر فعالان و مصلحان نیز از درجه اعتبار ساقط می شود و باور و اعتقاد عموم مردم نسبت به نظام پایین خواهد آمد . حتی ممکن است بر اثرظاهرفریبنده بعضی تبلیغات عاری از عمل امور واهی بر بعضی اشخاص سرشناس ونخبه هم مشتبه شود تا جایی که وقتی هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تنها به بازگو کردن شرح ما وقع آنچه گذشت می پردازد وبا دیدی متعالی و بی طرفانه چند پیشنهاد ساده مطرح می کند . کسی از مقامات رسمی روی خوش نشان نمی دهد و حتی در این میان عده ای ذوق زده به یادآوری مبانی تشکیل حکومت اسلامی و بحث مشروعیت آن در تقابل با صحبت های هاشمی می پردازند ! نا گفته پیداست جدا از آنکه این رفتارفی نفسه پسندیده نیست ، خواه یا ناخواه بر افکار عمومی تاثیر گذار است . از این جهت همفکران ما از آن به عنوان "عوام فریبی" یاد کردند .

اما آنچه این نوشتار بر آن تکیه دارد آن است که کسانی درمدت تبلیغات و بعد از انتخابات در حد وسیعی از آنچه در بالا بدان اشاره شد سود جستند و دیدیم وشنیدیم و خواندیم که وقتی یک کاندید منتقد به رفتار دولت هشدار داد به آنهایی که می گویند ولی عمل نمی کنند و آنان را در این سوال پیچید که چرا صدا قت ندارند ؟ بازهم در پاسخ شنید اینها سیاه نمایی است ، اصل نظام را به خطر مینداز!

اشتباه او این بود که هیچ وقت اجازه نداد از نام یزرگانی چون رجایی و چه و چه به قول خودش برایش قبایی بدوزند !

اشتباه او این بود که اجازه نداد تعلقات مذهبی اش را قاب کنند و همچون کالایی پر زرق وبرق به مردم عرضه کنند !

اشتباه او این بود که بی پروا روند فعلی سیاست و اخلاق در جامعه را برای جامعه اسلامی سودمند ندانست به جای آنکه خاموش بماند !

اشتباه او این بود که به حمایت عده ای جوان افتخار می کرد به جای آنکه آنها را با اظهارات و اعمال خود تحقیر کند !

اشتباه او این بود که از این نترسید که بگوید هر شهروند ایرانی از ما حمایت کند از او استقبال می کنیم به جای آنکه به حرف های ظاهر پرستان دل ببندد !

اشتباه او این بود که به غایبان بی دفاع بهتان ناروا نبست تا برای خود رای بخرد به جای آنکه حرمت مسلمان بشکند و قهقهه بزند !

اشتباه او این بود که شخصیتش شخصیتی از جنس فرهنگ بود به جای آنکه پرده دری کند و رفتارش را نزول دهد !

اشتباه او این بود که گفت : ادب مرد به از دولت اوست به جای آنکه مردی و جوان مردی و ادب مرد را به بهای ادامه دولت حقیر خود بفروشد !

اشتباه او این بود که از ریزش آرای خود نهراسید آنجا که گفت ولایت فقیه محور امور است به جای آنکه بگوید بر خلاف اعتقاد خویش !

اشتباه او این بود که از که از تعریف و تمجید شریعتی ، یار دیرینه ی خود سخنی به میان نیاورد به جای آنکه دیگران را به تعریف از خود وادار نماید .

اشتباه او این بود که ساده زیستی خود را همچون چوب فلک بر سر ملت نکوفت به جای آنکه از سفره ی نان و پنیر خود عکس منتشر کند !

اشتباه او این بود که وقتی عده ای از اطرافیان از حرکت او در مسیر انقلاب و امام هشدار دادند او نترسید ، به جای آنکه بترسد و دروغ بگوید !

اشتباه او این بود که افتخارات دوران نخست وزیری اش گرانبها تر از آن بود که در قاب پوشالی صدا و سیما جای بگیرد به جای آنکه سوار بر وانت(!) ملتی را به دنبال خود بکشاند وآنها هم از رسانه برای دنیا مخابره کنند !

اشتباه او این بود که تنها به عقیده ی خویش وفادار بود وبس وتنها می خواست حقوق نا حق شده را در اعتراضی آرام بستاند به جای آنکه انقلاب مخملی ترتیب دهد !

اشتباه او این بود که وعده داد از تجربیات همه ملل متعالی استفاده کند به جای آنکه به دامان بولیوی و ... بغلتد و دلش را به حیاط خلوتی فانی خوش کند !

اشتباه او این بود که فهمید جوانان باید به خوبی هایش در عمل اعتقاد پیدا کنند به جای آنکه بر خلاف عمل خود تبلیغ کند !

وهنوز هم بر این باورم که او اشتباه کرد ...

البته فرصتی نشد تا نسبت عمل او را با سخنانش بسنجیم اما آنچه گفتیم در همان دوران اندکی که مخاطب سخنان و دنباله رو راه سبزش بودیم فهمیدیم .عجیب است که تضاد گفتار و عمل نشانه ی نفاق است و با شئون ایرانیان ناسازگاراما شاهد این بودیم که عده ای اشتباه هات (!) او را انجام ندادند وبه هر آنچه می خواستند رسیدند !

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۸/۰۶/۰۱ساعت ۱۷:۱۲ بعد از ظهر  توسط اشکان  | 

چه کسانی بیشتر در معرض لغزش اند؟


                                 

               benighted تحلیل می کند:

چه کسانی بیشتر در معرض لغزش اند؟
این روزها ، این سخن زیاد تکرار می شود که سابقه انقلابی بودن و مجاهدت های افراد ، دلیلی نمی شود که این افراد در شرایط حاضر دچار خطا و خلاف نشوند و طبیعتاً سوابق درخشان افراد ، مانعی برای برخورد با کجروی های آنان نیست .

البته در اثبات این سخن ، وقایع تاریخی متعددی نیز از صدر اسلام ذکر می شود که فلان صحابه پیامبر(ص) که در رکاب رسول خدا (ص) مجاهدت ها کرده بود ، در گذر روزگار به جایی رسید که در مقابل اسلام ایستاد و بهمان شخصیت تاریخی ، که نماز شب اش ترک نمی شد ، شمشیر بر روی علی(ع) کشید و در صف خوارج به هلاکت رسید و ... .

این سخنان ، البته ، درست و منطقی هستند و همان طور که حضرت امام راحل(ره) نیز در وصیت نامه شان تصریح داشته اند ، "ملاک حال فعلی افراد است" و در تاریخ نیز شاهد بوده ایم که کم نبوده اند افرادی که برغم سوابق دیرین ایمانی شان ، سرانجام عاقبت به خیر نشدند و به بدنامی در تاریخ ماندند.

اما یک روی ماجرا اصلاً گفته نمی شود و آن این که اگر ممکن است "السابقون" و آنانی که در جهاد و مجاهدت و اخلاص ، پیشرو بوده اند ، پایشان بلغزد ، پس وضعیت کسانی که فاقد چنین سابقه ای بوده اند ، چگونه می تواند باشد.

به بیان بهتر ، کسانی که در زمان استبداد ستمشاهی ، از جان خود گذشته ، برغم شکنجه های وحشیانه جلادان ساواک ، بر صراط حق ، پایدار ماندند و کسانی که در تنگناهای انقلاب ، از جان ومال و آبروی خود مایه گذاشتند و کسانی که در میدان جهاد و خون و باروت ، جان خود به به کف دست گرفتند و به میان میدان جنگ رفتند ، اگر امکان لغزش و خیانت شان وجود دارد - که دارد - پس به طریق اولی ، افرادی که نه در آزمون سخت انقلاب صلاحیت شان را ثابت کرده اند ، نه در جنگ که پای مرگ و زندگی در میان بود ، کارنامه ای دارند و  تا همین دیروز نیز در عرصه انقلاب نبوده اند ولی اکنون مدعی همه ارزش ها و انقلاب و خون شهیدان و ... هستند ، بیشتر در معرض خطا و لغزش و خیانت و اشتباه اند و برای این گروه نیز همانند گروه نخست در تاریخ ، مصادیق متعددی وجود دارد که بی آنکه برای دین محمد(ص) قدمی برداشته باشند ، وقتی نوبت به تقسیم غنایم رسید، مدعیانی با پیشانی های پینه بسته شدند و حتی بر اسلام علی(ع) نیز تردید روا داشتند.

این ،نکته ای  به ظاهر ساده اما به غایت تأمل برانگیز است که اشارتی مختصر به همین میزان ، آن را کفایت می کند
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۳۱ساعت ۱۹:۴۱ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

من و حوادث اخیر...


                                  

            دل نوشته های من :



من هم مانند شما رای دادم و به لبیک کاندیدای سبزم آری گفتم.

من هم بر این باور بودم که کاندیدای محبوبم رای خواهد آورد.

من امیدوار بودم.

من می دانستم شورای نگهبان بی طرف نیست و قوه ی قضاییه عادل نیست و دولت مجری پاکی نیست و با علم به این موضوع رای خود را به صندوق انداختم.

من بنا به همین دلیل به خودم اجازه ی اعتراض ندادم چون من همه ی اینها را می دانستم.

من بر خلاف عده ای به تقلب فاحش در انتخابات اعتقادی ندارم زیرا از این دولت انتظار زیادی ندارم.

من هم از وقایع پس از انتخابات متاثر شدم اما بنا به دلایل بالا در راهپیمایی ها شرکت نکردم.

من از این دولت انتظار برخورد بهتری با هم وطنانم نداشتم.

من اندکی ناامید شدم.

من از انقلاب مخملی چیز زیادی نمی دانم.

من دچار توهم نیستم.

من برای محبوبیت خودم دست به هر کاری نمی زنم.

من برای ماندنم کسی را شهید نمی کنم.

من انسانم و وجدان دارم.

من به آزادی بیان اعتقاد دارم اما از رهایی بیان بیزارم.

من از خودی و غیر خودی کردن جامعه بیزارم.

من به راه امام اعتقاد دارم.

من با آبروی کسی بازی نمی کنم.

من عاشق وطنم هستم نه عاشق خودم.

من گاهی اوقات از کاندیدای محبوبم ناامید می شدم.

من گاهی از رهبرم دلگیر می شدم.

من از رئیس مجلس خبرگان نیز انتظاری بیش از این نداشتم.

من انسانی واقع بین هستم.

من گاهی اشتباه میکنم و رای خود را تباه میکنم.

من هم انسانم

اما هنوز امیدوارم و باز هم رای خواهم داد....


اندکی صبر سحر نزدیک است...


پارسا



+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۸/۰۵/۳۰ساعت ۲۲:۱۴ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

قابل قبول نیست که به اسم انقلاب به کسی ظلم شود ...

وبلاگ ما تحلیل می کند : 

علت فاصله آشکار از فرمان 8 ماده ای امام (ره)


قابل قبول نیست که به اسم انقلاب به کسی ظلم شود ...


 

قابل قبول نیست که به اسم انقلاب به کسی ظلم شود ، هیچ‌كس حق ندارد هتك حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید ، جناب آقای نخست ‌وزیر موظفند با ارجاع شكایات به مقامات مسئول و پیگیری آن متجاوزین را موافق با حدود و تعزیرات شرعی مجازات كنند ...

اینها بخشی از سفارشات امام به سازمان های کشور در تاریخ ۲۴/۹/۱۳۶۱درخصوص اسلامی شدن رسیدگی به امور قضایی مردم می باشد ، اما حال با گذشت بیش از 27 سال از آن زمان نیاز به اجرای آن به دلیل فاصله از رفتار اسلامی برخی مدعیان پیروی خط امام بیش از آن زمان احساس می شود . اوج این فاصله را می توان در اقدامات این افراد که در تضاد آشکار با ماده ی 4 این فرمان به شرح " هیچ كس حق ندارد كسی را بدون حكم قاضی كه از روی موازین شرعیه باید باشد، توقیف كند یا احضار نماید ، هر چند مدت توقیف كم باشد. توقیف یا احضار به عنف جرم است و موجب تعزیر شرعی است " یافت . فرض بر این نیست که عده ای ندانند یا نخواهند بدانند (!) که این ماده ناظر بر رفتاری مدنی واجتماعی ، برای تمام افراد (حتی بالا ترین مقام دولتی) ودر ارتباط با مردم صادر شده است . پس تخلف از آن را گریزی نیست و فرد خاطی موجب به مجازات است . نکته ی جالب دیگر تعبیه ی عبارتی هوشمندانه توسط امام کمی بعد تر است که اشاره می شود : " آقایان قضات واجد شرایط اسلامی ، با استقلال و قدرت ، بدون ملا حظه از مقامی احکام را اجرا کنند " .

اما این مطالب تنها مقدمه آنچه هدف اینجانب را از این نوشتارتشکیل می دهد است . در واقع مساله ای که در ارتباط با این فرامین و مقایسه آن با اعمال برخی در اظهارات واتهامات کودکانه شان قبل ، بعد و در حین انتخابات در مورد افشاگری و ریختن تشت رسوایی عده که آنها را مفسد می دانند مورد توجه است این است که اگر عده ای مفسد که طبق گفته هایشان 4 سال آنها را می شناختند و قرار بود روزی آنان را به ملت معرفی کنند و گوششان را بپیچانند ! وجود دارند که در ارتکاب جرمشان طبق همان چیزی که در فرمان 8 ماده ای آمده شکی ندارند پس اقدام قانونی لازم به فرمان امام یعنی " ارجاع شکایت به مقامات " کجاست ؟ اگر هنوزبعد از این همه وعده که داده اید آنها را معرفی نکر ده اید شریک جرم آنهایید و اگرتنها به این خاطر این مطالب را عنوان کردید که برای خود رای بخرید و بروید بدانید آرای خود را در قلوب مسلمین وفادار به امام از دست داده اید . اینها تمام احتمالات موجود در مورد انگیزه ی طرح این اتهامات بود که همگی در یک چیز مشترک بود و آن اینست که تا این لحظه در اظهارات و اقدامات افراد به فرمان 8 ماده ای هیچ توجهی نشده و با یک حساب ساده در مورد علت این فاصله گذاری سازماندهی شده بین دولت و چند دستگاه هماهنگ دیگر !متوجه می شویم هدف چیزی جز دستیازی به پیروزی در انتخابات نبوده . آری در این مقطع از انقلاب عده ای ساده لوح چه معاملاتی که نمی کنند ! فرمان امام می فروشند ودر مناظره برای خود کف و سوت می خرند ! رجایی می فروشند و اعتبار می خرند و دسته گل محمدی می شوند !

آنچه زین پس روبه روی ماست آینده ایست که نمی دانیم بازهم سرشار از این اتفاقات سرگیجه آور و مرموزانه است یا خیر اما به سادگی می توان ایجاد نوعی مطالبه ی عمومی در مورد سرنوشت کسانی  که طبق ادعا های شخص اول دولت مفسداند و مخل و کار شکن ! را پیش بینی کرد همینطور پیش بینی می شود این مطالبات از سوی حامیان خود این افراد هم صورت گیرد ، زیرا حافظه ی انسان ها را نمی توان از آنها گرفت چه حامی باشند چه مخالف و در صورت پیگیری این مطالبه به طور حتم عده ای مجرم اند ، یا آنان که طبق ادعا فسادشان ثابت شده و یا آنان که دروغ شان ثابت شده که در غیر این صورت بازهم فرمان امام زیر پا گذاشته شده است .

اما به راستی امروز شکایت از این همه دغل و فریبکاری را باید پیش چه کسی برد ؟ چرا وقتی فردای طرح این ادعا ها موسوی فرمان امام را در برنامه رسانه ای مطرح کرد کسی تو جه ننمود ؟ اما حال که شخصی با وجود داشتن پرونده ای ننگین در صدر قوه ی قضایه سابق درخواست تعزیر شرعی (!) برای موسوی و هاشمی می دهد همه برایش هورا می کشند ؟ کدام یک راه امام را در پیش گرفتند ؟ این یا آن ؟

ای امام ! اکنون که بنا بر فرمانت عده ای باید محاکمه شوند و یا خودشان رامحاکمه کنند و کسی بنا ندارد زیر بار این نا فرجامی برود و عده ای دیگر متهم و مجرم می شوند باید سر بر آستین کدام کوه استوارهمچون تو گذاشت ؟ امروز چه کسی است که به ما نشان دهد راه را از بی راه ! حق با تو بود که خطاب بر موسوی گفتی اینها که به کار شما ایراد می گیرند خود از اداره یک نانوایی هم عاجزند ! اکنون کیست که حقوق این جماعت را پیگیری کند؟ حق با تو بود که نا حق را رسوا می کردی ... و حق با تو بود که با قلبی آسوده رفتی ....

فراز پایانی فرمان ۸ ماده ای امام: از خداوند كریم خواهانم كه همه ما را از لغزش‌ها و خطاها حفظ فرماید و جمهوری اسلامی را تأیید فرموده و آن را به حكومت عالمی قائم آل محمد(ص) متصل فرماید
"
انه قریب مجیب
"
والسلام علی عباداللّه الصالحین

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۸/۰۵/۳۰ساعت ۲:۱۳ قبل از ظهر  توسط اشکان  | 

آزار جنسی ، دروغ یا واقعیت...؟


                                         

benighted تحلیل می کند :

        آزار جنسی ، دروغ یا واقعیت...؟                                                                                            


                             آزار جنسی ، دروغ یا واقعیت...؟

آنچه که مسلم است در بازداشتگاه ها یا بازجویی ها و یا اعتراف گیری های زندانیان سیاسی به آنها چای و شیرینی و قلیان تعارف نمی کنند ! و مسلم تر آنکه آنها را نوازش نیز نمی کنند!

کمتر کسی پیدا می شود که در جریان نامه ی اخیر شیخ اصلاحات به رئیس مجمع تشیص مصلحت و افشاگری های او قرار نداشته باشد و به سخنان اخیر رسانه ی غیر ملی در مورد دروغ بودن شایعه ی حتک حرمت به ترانه موسوی شک نکرده باشد، آنجا که کروبی این شایعه را حقیقت محض می خواند و مدعیان کذب بودن این شایعه را به مدارک مستدل خود ارجاء می دهد...

در این لحظه است که بسیاری دودمان ننگین خود را بر باد می بینند و به این بزرگ اصلاحات توهین و ناسزا روا می دارند و در همین لحظه است که موسوی به حمایت قاطع از همفکر و همسنگر خود بر می خیزد و  خطاب به این دست و پا گم کردگان می گوید شما را چه شده که اینقدر بر آشفته اید...؟

تمام این حوادث بیانگر موضوع واحدی است و این سوال را در ذ هن من و شما به وجود می آورد که لابد در این بازداشتگاه ها اتفاقی افتاده که پس از افشاگری های شیخ عده ای که از قضا بر اکثر دستگاه های حکومتی تسلط دارند به تکاپو افتاده اند و بی وقفه به دبیر کل حزب اعتماد ملی حمله می کنند و حتی جاری شدن حد بر وی را واجب می دانند..!

این عده دستپاچه شده اند و نمی دانند چگونه این اعمال ننگین و این خون های بی گناه را از دامان خود پاک کنند و به همین دلیل دست به هر کاری می زنند و پس از این که در جواب اهانت هایشان باز هم با افشاگری کروبی مواجه می شوند ارگان اطلاع رسانی حزبی وی(روزنامه و سایت روزنامه ی اعتماد ملی) را از کار می اندازند تا مبادا باز هم این مرد بزرگ اصلاحات آبروی نداشته شان را ببرد....

حال با تمام تفاسیر به این نتیجه می رسیم جوانانی  که حتی بنا به تایید رسانه ی غیر ملی در بازداشتگاه های رسمی و غیر رسمی به شهادت رسیده اند با ناز و نوازش شهید نگردیده اند......

حتی اگر ادعای آزار جنسی نیز غلط و بی محتوا باشد باز این جوانان بی گناه کشته شده اند حال به هر نحو ممکن !!

اینجاست که به ناگاه خبر از منحل شدن بازداشتگاه کهریزک به گوش می رسد و این شائبه قوت می گیرد که چند بازداشتگاه دیگر مانند کهریزک در جای جای ایران وجود دارد که در آن جوانان را به خاک و خون می کشند و هنوز با قدرت در حال انجام وظیفه هستند و کک مبارکشان نیز نمی گزد....!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۹ساعت ۱۶:۵۵ بعد از ظهر  توسط پارسا  | 

از انقلاب های مخملی تا دادگاه های غیر مخملی !

جدید ترین مقاله نویسنده بلاگ بروز رسانی شد .


از انقلاب های مخملی تا دادگاه های غیر مخملی !


فعالیت ها و اقدامات رسانه های حامی دو طرف در مورد اتفاقات اخیر بیش از آنکه عرصه تبادل اندیشه ها و نظرات باشد از طرفی عرصه تهاجم و لشکر کشی همه جانبه با هدف اثبات ادعای انقلاب مخملی برای عده ای وازطرف دیگرعرصه دفاع در برابر این اتهام است که البته گروه اول این اقدام را به صورت ناجوانمردانه ای در پیش گرفته به طوری که حجم بالایی از رسانه های پر خرج و فراگیر در اختیار گروه اول است . اما در این میان آنچه فرصت قضاوتی هوشمندانه را از مردم می گیرد این است که گروهی با در دست داشتن رسانه های فراگیروبا اظهارات یکجانبه و عرضه ی اطلاعات گزینشی در این میدان می تازند . این مسآله گذشته ازآنکه آشکارا نوعی بی انصافی و ظلم را فریاد می زند لزوم حفظ هوشیاری برای مخاطبان این نوع رسانه های خواسته یا نا خواسته را اثبات می کند .

مطلب مهمی که این رسانه ها مدام بر روی خروجی های خود قرار می دهند انقلاب مخملی می باشد و نکته کلیدی آن هم اعترافات متهمان در دادگاه های اخیرمی باشد .شاید در نگاه اول اینگونه به ذهن متبادر شود که برگزاری دادگاه صرفا به منظور رسیدگی به اتهامات کسانی است که درآنچه آن را انقلاب مخملی خواندند دست داشته اند . اما توجه عمیق به آنچه در اعترافات دیده می شود حقایقی را از پس پرده نمایان می کند . معتقدم فلسفه ی این مانور تبلیغاتی عظیم مقدمه چینی و تلاشی زیرکانه برای ایراد اتهامات ثانوی به افراد خاص است . روند برگزاری دادگاه ها سرشار از نشانه هایی است که اینجانب را بر این نظر مصمم تر می نماید .

اما قبل ازهرگونه اظهار نظر جدی تر مایلم ابعاد محض وماهوی انقلاب مخملی رابا شما خواننده ی محترم بررسی کنیم . آنچه بنده در پیگیری هایم در مورد این اصطلاح یافتم این است که در انقلاب‌‌های مخملی یا رنگی «خشونت» وجود ندارد، یا کمتر است و کشورهایی که انتخابات آزاد و رقابتی نداشته باشند مستعد انقلاب مخملی هستند به طوری که گروه‌های مخالف اعتراض می‌نمایند و باعث انفعال طرفداران نظام انحصارگرا می شوند که در نتیجه آن انتخابات از حالت انحصار خارج می‌شود و بدین ترتیب بدون توسل به خشونت، نظام سیاسی به نفع دموکراسی و مردم سالاری تغییر می‌یابد که به انقلاب مخملی یا نارنجی مشهور است .

در مواجه با انقلاب مخملی به دلیل پیچیدگی مساله با چند مطلب روبه رو شده ام اولین مطلب این است که آیا انقلاب ازهر نوعی که باشد خو ب است یا بد ؟ آیا ما خودمان انقلاب نکردیم ؟ آیا  نظامی که همگی به صلابتش و به بنیانگذارش می نازیم زاییده یک انقلاب نیست ؟ درپاسخ به این نتیجه رسیدم که اگر مردم در پس انقلاب وضعیت بدی را تغییر دهند و وضعیت مساعد را جایگزین کنند انقلاب پدیده ی مبارکی است (مانند انقلاب سال 57 خودمان) . اما در مورد انقلاب تحت هر عنوان در شرایط فعلی به دلیل علاقه ام به اصل نظام به ناشگونی و بی مورد بودن آن شهادت می دهم .بنابراین نباید در برخورد با کلمه ی انقلاب مخملی یکه خورد زیرا ابعاد دیگری هم دارد .

دومین مطلب بررسی زمینه ایجاد انقلاب مخملی است که به گفته عده زیادی از کارشنا سان منصف به دلیل پایه گذاری اساس استوار نظام مقدسمان به دست معمار کار آشنای خود و دیگر بزرگان شکل گیری آن تقریبا غیر ممکن است . اگر ادعا می شود انتخابات آزاد بوده وهست پس دیگر ما را از ترس انقلاب مخملی چه هراسی است ؟ آیا بررسی این نکته که ادعای انقلاب مخملی در شرایطی که کارشناسان به آن روی خوشی نشان نمی دهند مطرح می شود شما را با من در مورد تشکیک درفلسفه این دادگاه ها که در بالا توضیح دادم هم نظر نمی کند ؟

سومین مطلب این است که در صورت پذیرش عمومی در مورد ادعای انقلاب مخملی چگونه قبول می کنند آن را به فرزندان و دوستداران انقلاب و کسانی که در شعار هایشان به حمایت از یک کاندیدا گفتند " جمهوری اسلامی ، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر " نسبت دهند ؟ چگونه حاضر می شوند اقدامات گروهی افراطی و دلسپرده ی بیگانه را به یک حرکت معنوی وحقطلبانه مرتبط کنند . ممكن است عده ای بخواهند اين كار را بكنند ، اما متصل کردن آن با معترضان دیگر چه صیغه ایست ؟ آیا گناه این عده معترض ، همزمانی ابراز مطالبات آنان با حرکات بیگانگان است ؟ یا اینکه شما عده صاحب قدرت که خود را خادم ملت می دانید (!) با این حرکت پایه های حکمرانیتان را متزلزل دیده اید وبا برگزاری دادگاه در پی حفظ آن هستید ؟ مگر شخص مورد حمایت ما بارها از بیگانگان اعلام براعت نکرد ؟ مگر جوانان هوشمند ما که حال حامی راه سبز شده اند و اکنون آنان را خس وخاشاک نامیده اید بارها ازپیشنهادات وسوسه انگیز بیگانگان که لرزه بر اندام شما می اندازد و سستتان می کند دست نشسته اند ؟

چه شده است برشما که یار امام رادر دادگاهتان دست نشانده ی بیگانه خوانده اید ؟ آیا اکنون که وارد دهه چهارم انقلاب شده ایم سوالی مهمتر از این وجود ندارد که با ادامه این روند از اقدامات به کجا خواهیم رسید ؟ چه مقدار باید از زمان بگذرد تا برای عوامل ضرب و شتم دانشجویان که بالاترین شخص نظام هم دل خوشی از آن ندارد دادگاه تشکیل دهید و دادخواست ارایه نمایید ؟ برای دادگاه شما موضوع بهتری هم وجود دارد و آن اینست که علت تعدی بعضی ازنص صریح قانون در طول حکمرانی بر قوه مجریه را پیگیری کنید و از آنها در مورد سرنوشت میلیاردها تومان پول بیت المال سوال کنید .

 

همه ی این سوالات و مطالبی که بعد از دیدن دادگاه ها به ذهن میرسد اینجانب را به این نتیجه می رساند که اگر چه موسوی مخملی بود و مخملی ماند اما در این میان دادگاه رسیدگی به انقلاب مخملی ، خود مخملی نیست . این است تفاوت میان انقلاب های مخملی و دادگاه های غیرمخملی ...


سبز باشید - اشکان

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۹ساعت ۲:۱۰ قبل از ظهر  توسط اشکان  | 

عدالت از نوع احمدی نژاد

در طول انقلاب اسلامی هیچ واژه ای مانند عدالت مورد توجه مردم نبوده است ، دولت نهم از جمله دولت هایی بوده که با این واژه بسیار سر و کار داشته است اما آنچه که اینجانب قصد بررسی آن را دارم خروجی عدالتی است که بارها توسط مدعیان در بوق و کرنا شده بود ، و ضرورت این بررسی این است که وقتی مسأله عدالت مطرح می گردد هم احتمال تحقق آن و هم احتمال استفاده انحرافی ازآن وجود دارد زیرا همانطور که می دانیم بسیاری از مظالم و خسارات توسط افراد در سایه این واژه مطرح می گردد .

در این میان معتقدم برای رسیدن به قضاوتی درست در این مورد قانون اساسی بهترین و آخرین میزان است . عدالتی که من به عنوان یک جوان در نظام اسلامی با توجه به مشکلات جوانانه ! پیش روی خود به دنبال آن هستم نوعی حرکت تمام عیار برای پر کردن شکاف بین طبقات در تمام زمینه ها و ایجاد نوعی انزجار عمومی نسبت به تفاوت های غیر معقول بین افراد است همانگونه که قرآن تحول در قلوب تمام افراد را عامل تغییر سرنوشت می داند .از جمله انحرافاتی که اینجانب در این زمینه مشاهده می کنم این است که در دولت نهم به جای اینکه به مقوله عدالت طوری پرداخته شود که امکانات و سخت افزار لازم برای زدودن بی عدالتی به وجود آید به درمان این معضل به شکل مسکنی پرداخته شده است . اگر قرار باشد مثالی بزنم ملموس ترین و نزدیک ترین مسأله به خودم بحث ادامه تحصیل است به طوری که بعد از انقلاب با افتتاح مدارس غیر انتفاعی زمینه برای افرادی که می خواهند در این نوع مدارس تحصیل کنند به وجود آمد به طوری که هر کس پول بیشتر بپردازد امکانات آموزشی بیشتری در اختیار دارد ! در حالی که عرضه آموزش رایگان از وظایف اولیه هر حکومت عدالت جویی می باشد . در گذشته دیدیم که با این کار در واقع ما به جای حل ریشه ای مشکل تحصیل به درمان غیر اصولی آن روی آوردیم . معتقدم پرداخت وام نقدی به روستاییان تحت عنوان سهام عدالت و ..زمانی مفید است که موجب ایجاد توسعه عمرانی یا خدماتی در روستا شود منظورم از توسعه عمرانی ایجاد مدیریت برای استفاده منابع توسط کارگران و...است در حالی که دیده شد با عنوان توزیع درآمد (!) به پخش فله ای بودجه حیرت آور کشور پرداختند ، این همان چیزی است که همفکران ما از آن به عنوان گدا پروری یاد کردند و به نظر بنده نوعی ایجاد درآمد کاذب وغیر شرعی هم می باشد .

اما معنای دیگر عدالت که در کتاب های درسیمان نیز به آن اشاره شده قرار گرفتن هر چیز در جای خود است (چیزی که از ابتدای انقلاب متأسفانه شاهد آن نبودیم) به جرأت می توان گفت تمام ایرانی ها درجواب به سوالات در مورد عدم توفیق و پیشرفتشان به کلمه ی عدم مدیریت اشاره می کنند . علت گریز من به این مطلب ارتباط آن با بی عدالتی به مفهومی که در بالا عنوان شد ، است و به دنبال بیان این مطلب هستم که این جنبه از بی عدالتی در دولت نهم به وضوح و اظهر من الشمس !!! دیده شد .زیرا با علم به این که مسؤلیت ، آن هم در جامعه ای اسلامی امانتی از سوی خداست بارها شاهد تعویض های غیر اصولی هستیم مانند قضیه کردان ویا وزیران دیگر. به نظر نگارنده این تعویض ها یا نشان از آن است که از ابتدا عدالت رعایت نشده و یا به معنای بی کفایتی سیاسی است .و جالب آنکه رییس محترم (!) دولت از این مشکل در دولت خود به عنوان نداشتن رودربایستی با افراد یاد می کند !!! در حالی که این عذر بد تر از گناه است .

و بالاخره صدا وسیما که با توجیه این بی عدالتی ها به عنوان رسانه ای که قرار است اسلامی باشد ! و متصل و مربوط به ولی فقیه است خود را در حد رسانه تام الختبار احمدی نژاد نزول داد و به نظر من تمام ویژگی های یک عامل مفسد فی الارض در جامعه اسلامی را داراست .

مسأله ی عدالت چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت و ادامه ی این رویه باعث نهادینه شدن فرهنگ توجیه اشتباهات و نوعی احمدی نزادیسم ! در جامعه میشود که پیوند خوردن آن با دین خطرات آن را برای جامعه دو چندان می کند .

نوشته شده توسط اشکان - والسلام علیکم

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۶ساعت ۲۲:۳۱ بعد از ظهر  توسط اشکان  |